از اونجایی که فصل جدید سری واسه پاییز 2017 تایید شده و چندین سری داره،
تصمیم گرفتم امتحانش کنم و چون آخرین رباتی هایی که دیدم زیاد به دلم خوش
نیومده بودن انتظارات بالایی نداشتم ولی انیمه خوب تونست من رو درگیر خودش
کنه؛ تا انتها دیدم و راضی بودم .. در حدی که بخوام باقی سری رو ببینم.
با خوبی هایی که از انیمه دیدم می تونم درک کنم چطور تونسته الگوی مناسبی
برای کارهای رباتی بعد از خودش باشه. با توجه به سال ساختی که داره از لحاظ
گرافیکی، طراحی ربات ها و صحنه های اکشن در سطح خوبی قرار داشت. طراحی
کارکترهای اصلی رو هم خیلی دوست داشتم؛ کانامه، تسا، ساگارا، گارون، مائو و
... همه واسم جذبه ای خاص داشتن و سوال بزرگی که الان ذهنم رو به خودش
مشغول کرده اینه که تو سری جدید با گرافیک امروزی چهره این کارکترها رو
چطور امروزی می کنند؟! یه جورایی اون حس و حال گرافیک قدیمی به دلم نشسته و
دلم نمی خواد اون ذهنیت خراب بشه. اما جدا از این ترس فعلاً دیدن دو سری
دیگه از انیمه رو تو لیست دیدن میذارم و اونجا هم این دیدگاهم رو بررسی می
کنم. شاید به مرور زمان دگرگونی گرافیکی واسم ملموس شد و باهاش کنار اومدم.
از بین دخترهای انیمه تسا رو بیشتر دوست داشتم .. نازنین بود. کانامه هم
کارکتر خوبی بود و میشد باهاش کنار اومد .. حداقل زیاد دست بزن نداشت
و از اونجایی که می دونم تمرکز اصلی انیمه روی تسا نخواهد بود از الان
خودمُ آماده می کنم. از طرفی می دونم تسا لحظه های مختص خودش رو دریافت می
کنه. مائو هم چند اپیزود خوش درخشید و یه جاهایی هم من رو به یاد ریوی از
Black Lagoon انداخت که نکته خوبی بود. ساگارا کمی تکلیف خنگیش مشخص نبود
.. گاهی عجیب خنگ میزد و گاهی هوشیار میشد. امیدوارم در ادامه ساگارا
خصوصیات با ثبات تری به خودش بگیره.
اوه .. و تا فراموش نکردم بگم OP انیمه خیلی خوب بود. قشنگ میشد احساس نوستالژیکی ازش احساس کرد. خصوصاً تو این صحنه :
روی هم رفته از انیمه خوشم اومد .. باید ببینم دو سری دیگه چطور هستن.
+
چند شات مختلف :
اوه، وای از این شروع فصل!
ظاهراً این کار ایچی، فن سرویس دار این فصله. حتی سناریو هم به بحث ایچی
مرتبطه و داستان اولیه با این موضوع شکل می گیره. با اینحال میشه راحت حدس
زد که ایچی انیمه زیاد روی لب مرز حرکت نمی کنه و یه محدوده خاصی رو دائماً
دور میزنه. لباس هایی که پاره میشن و شات های مختلف و نماهای متفاوت از
این جریان، همین ... ! بجز اون احساس ایچیِ سنگینی حتی در این شات ها هم
وجود نداشت .. شاید در ادامه فضای ایچی سنگین تر شد ولی برای شروع در سطح
متوسط به سر میبردیم.
اما جدا از بحث ایچی، انیمه به نظر من چیزی سطحی و ساده بود. کارکترها حرفی
برای گفتن نداشتن؛ نه طراحی منحصر به فردی و نه خصوصیات اخلاقی کنجکاو
کننده ای.
به قول یکی از منتقدهای ANN که به همون مسئله لـخت شدن های انیمه اشاره
داشت، سطح مضحک بودن فضای اثر در حدیه که با خودتون میگید این Akiba's Trip
نیست بلکه Akiba S*Trip هست.
این بازی کلمه ای خوبی ها و بدی های خودش رو داره؛ اگه انیمه از این موضوع
مضحک بودن خودش آگاه باشه و اصلاً هدفش جدی گرفته نشدن باشه چیز خوبیه، می
تونه سرگرم کننده باشه .. تا حدودی! شاید مثال خوب در این زمینه Keijo از
فصل قبل باشه که موفق ظاهر شد ولی اینجا قضیه کمی فرق داره ... با ورزشی
روبرو نیستیم و مسابقاتی هم در کار نیست. (احتمالاً) پس باید دید انیمه به
چه سمتی حرکت می کنه.
اپیزود مقدماتی ضعیفی بود ولی ... به نظر من شاید بشه قسمت دوم رو محض امتحان کردن احساس ترول انیمه دید.
Classicaloid - Episode 05 & 06
از گوته هم در اپیزود صحبت هایی شد؛ اینکه شوبرت چطور از شعرهای اون استفاده می کرده و خصوصاً شعری که در موردش صحبت هایی شد و تکیه کلام شوبرت، سخن گفتن از اون شعر و مثال دونستن انسان های دنیای انیمه با نوکر و نوچه های شاه اِرل بود، شعر Der Erlkönig که من سراغ سرچ رفتم و به محتوای شعر هم پی بردم ... برام جالب بود و وقتی شعر رو بخونید با توطئه ای که در ذهن شوبرت می گذشت و صحبت از شاه اِرلی که می کرد بهتر آشنا میشید :
دلم می خواست کمی بیشتر باهاش انس بگیرم و فکر می کنم شاید این اتفاق به مرور زمان بیافته و عمر انیمه رو خوب می بینم؛ اینکه در طول سال های بعد وقتی به گذشته و این انیمه نگاه کنم چهره مثبت و خوبی رو به خاطر میارم که اگه این نکته از همین زمان دیدن انیمه به ذهن شما برسه قطعاً چیز خاصی رو در دنیای انیمه احساس کردید که به دل شما نزدیک بوده. Sora No Woto برای من اون چیز خاص رو داشت و احتمالاً بتونه جز لیست کارهای پیشنهادی من به دیگران بره و بتونم بخوبی ازش به عنوان "یک انیمه کمتر دیده شده" (Hidden Gem) حرف بزنم .. و بگم که می تونید بهش فرصتی برای دیده شدن بدید.
Flip Flappers - Episode 03
لیست و شوپن، اجاره نشین های جدید کانائه!
فضا داره موزیکال تر میشه.
اول اینکه از این انیمه متشکرم که باعث شد تحقیقات کلاسیکی روی انیمه داشته
باشم؛ قطعه های موزیک این موزیسین ها رو بیشتر سرچ کنم و اطلاعات خودم رو
بالا ببرم؛ خصوصاً در مورد اپیزود سوم و حضور لیست که آنچنان شناختی ازش
نداشتم و فقط در این تعجب بودم که چطور در انیمه لیست که مرد بوده به زن
تبدیل شده که خوشبختانه درباره ش یکی دو دیالوگ داشتیم و ظاهراً وقتی به
حالت کلاسیکالوید برگشته، حالت زن رو به خودش گرفته و موتسارت هم حسودیش
میشد.
(احتمالاً در آینده بیشتر شفاف سازی میشه.) اما اینکه تونستم شباهت هایی
بین لیست و شوپن پیدا کنم باعث شد که زوج بودن اونا برام منطقی تر بشه.
اینکه برهه زمانی زندگیشون بهم نزدیک بود و جالب اینه که بدونید شوپن فقط
یک سال از لیست بزرگتره. و علاوه بر این جریان برهه زمانی، بارها گفته شده
که این دو با هم دوست بودن و از اینکه عوامل انیمه به دوستی این دو بها
دادن و اونا رو با هم زوج کردن خوشم میاد .. بها دادن به اطلاعات واقعی
موزیسین ها می تونه این انیمه رو پربار تر کنه.
لیست تو انیمه یه زنه و اهل لاس زنی! حتی با کانائه هم لاس میزنه ... و
اینطور که گفته میشه در حقیقت هم مرد عشوه گر و محبوبی بین زن ها بوده. پس
اینم یه نکته خوب دیگه ست .. اینکه به خصوصیات اخلاقی و شهره این کارکتر
توجه شده ولی بحث خصوصیت که پیش کشیده میشه یه سوال پیش میاد که چرا شوپن
باید منزوی و گوشه گیر باشه؟ گفته میشه که شوپن اجرا در سالن های کوچک رو
بیشتر ترجیح میداده ولی ممکنه القای خصوصیت منزوی بودن شوپن از مرگ
تراژدیکش در سن 39 سالگی نشات گرفته باشه که من ازش اطلاعی نداشتم و فکر می
کردم این جنبه خجالتی و در سکوت فرو رفته ی شوپن صرفاً یه تز بوده که توسط
سازندگان انیمه داده شده که خوشحالم اینطور نبوده و حتی در این مورد هم
استرس به خرج داده شده و کارکتر رو گرفتن الهاماتی از واقعیت شخصیت پردازی
کردند.
روی هم رفته ...
فکر می کنم اپیزود بدی نبود و حس می کنم کمدی کار داره رشد می کنه و همچنان
صحنه های برتر انیمه صحنه های اجرای "موزیک" هستند. این قسمت بخش لیست
بسیار زیبا و دلچسب بود و حسابی دل من رو برد.
قسمت بعد هم که قرار شوبرت وارد داستان بشه ... "بتهوون سنپای" گفتنش منُ خندوند.