Mob Psycho 100
حتی قبل از شروع فصل هم یکی از بهترین های فصل لقب گرفته بود و این
فشار، فشاری نیست که هر انیمه ای بتونه زیر اون دوام بیاره. ولی خب، وقتی
اسم جناب ONE ، مانگاکای خوش نام One Punch Man پشت اثر باشه فشارها معنی
ندارند و زیبایی داستان خودشُ به رخ می کشه! انیمه سیر صعودی خیلی خوبی
داشت و نیمه دوم طوفانی به پیش رفت! Tales of Zestiria the X یک
عالم فانتزی خوب رو به تصویر کشید؛ گاهی گنگ به چشم میرسید ولی روی هم
رفته میشه جلوه های تصویری انیمه رو اونقدر خوب دید که به سراغ دیدنش رفت و
سعی کرد از دیدن اثر لذت برد. Orange ، فکر کنم عشق روزای گرم
تابستونی خیلی از ماها همین Orange بود؛ چه احساسی و چه با حس و حال به
دنیایی از ترس فرو رفتیم .. ترسی شیرین از ابراز علاقه به فرد
موردعلاقمون، ترسی تلخ از اینکه بلایی بد بر سر فرد موردعلاقمون بیاد، ترس
از کمتر بودن با دوستان خود و ... Orange یک انیمه با طراوت، عاشقانه و
دلچسب بود.











:















)




























دوستی ها محکم شد. راه رسیدن به لاو لایو هموار شد.
همه چیز آماده ست!
قسمت 11 : با اینکه داستان خیلی به جلو حرکت نکرد ولی یه اتفاق مهم
افتاد و اونم بهتر پرداختن به شخصیتی مثل یو بود که کمی کمرنگ به نظر
میرسید. در کنار یو یوهانه هم همین حسُ داره و باید کمی بهش بها داده بشه
ولی یو چون دوست چیکاست قطعاً نیاز به توجه داشت. نکته جالب اینه که یو یکی
از محبوب ترین کارکترهای آکوا بین هواداران انیمه ست، چیزی که من فکر نمی
کردم اینطور باشه و این تمرکز مطمئناً به دل خیلی ها خوش اومده. منم از
لحظات خاصی که از یو دیدیم حسابی لذت بردم. چه لباس ملوانی پوشیدنش، چه
تصورات یوری وارش از جریان صحبت با چیکا و یا چه صلح و آشتی خوبی که با
چیکا تو انتهای اپیزود داشت. همه چیز لذت بخش بود.
انتهای اپیزود هم یه اجرای فوق العاده خوب داشتیم. که با پیانو زدن ریکو در شهر دیگه ای تلفیق شده بود و قشنگ از آب در اومده بود.
روی هم رفته اپیزودی متمرکز به دوستی و دلگرم کننده داشتیم. اینکه چطور
میشه از احساس دوری یک دوست به صمیمیت برگشت و اینکه گاهی احساساتی که ما
داریم چیزی نیست که واقعاً در حال اتفاقه و عمق بیشتری در جریانات دور و
برمون نهفته ست. اما اینجا بحث کار تیمی هم به فضا اضافه شده بود که نشون
میداد داشتن یک دوستی خوب همیشه به ریتمی با ثبات تر کمک می کنه و خب ...
اپیزود نکات ریز و قشنگ زیادی از کارکترهای مختلفمون داشت که اونُ یه
اپیزود دیدنی می کنه .. لاو لایو مثل هیمشه به اکثر کارکترها در طول یک
اپیزود اهمیت میده. کاری که با داشتن 9 کارکتر اصلی کاری مشکل به نظر
میرسه!
صحنههایی از قسمت :
- چیکا با لباس ملوانی :

- ماری نقش خوبی تو فهموندن جریان به یو داشت :

- خیالات یو عالی بودن :


+



قسمت 12 : نقطه چرخشی بزرگ برای گروه آکوا از راه رسید.
می پرسید از چه لحاظ؟ از این لحاظ که آکوا تونست مسیری برای خودش پیدا کنه و
از دنیای دنبال کردن جا پای میوز خارج بشه. تفکرات کل گروه بخاطر نگاه
چیکا که حالا به معنای واقعی رهبر گروه به نظر میرسه عوض شد و حالا اونا
بدون نیاز به داشتن پوستر گروه میوز تو اتاقشون می تونن به راه آیدولی
خودشون ادامه بدن. لحظه محو شدن پوستر گروه میوز از اتاق چیکا یه لحظه
احساسی واسه من بود .. هم نوستالژیک و هم امید به آینده و اینکه حالا یه
گروه آکوای عالی رو خواهیم دید. تکیه کردن به میوز چیز بدی نبود و گاهی به
گذشته ارجاع می گرفتیم ولی باز هم فکر می کنم سانشاین نیاز به رفتن به
دنیایی جدید داشت که تو این اپیزود این اتفاق افتاد و حالا میشه با اطمینان
گفت که آکوا آماده رفتن به درون مسابقات لاو لایوه .. فقط باید تمرین و
تمرین کنند و آماده بشن.
در توکیو گفته شد که چیزی از میوز باقی نمونده. این شفاف سازی کمی دلم رو به درد آورد ولی خب 5 سال گذشته و ... طبیعیه!
ادای احترام لازم رو داشتیم و بعد اون صحنه فوق العاده اتفاق افتاد .. جایی
که حلقه اتحاد آکوا شکل گرفت و روحیه درون تک تک کارکترهای انیمه موج زد
.. نوع خوشحالی و پریدن به هوای بچه های آکوا واقعاً شوق و ذوق رو به آدم
تزریف می کرد .. یکی از محبوب ترین صحنه های این فصل من این صحنه بود ..
جایی که چهره آکوا رنگ گرفت و تمام کارکترهایی که در طول این 12 اپیزود
شناختم به هوا پریدند و چهره بشاشی به خودشون گرفتن.
صحنههایی از قسمت :
- صحنه اتحاد و همدلی گروه آکوا :



+
- دختر کوچولویی که شبیه به هونوکا بود :

- ادای احترام آکوا :

- یکی از صحنه های بامزه ماری. این دوتا چه زوج خوبی میشن :

- و محو شدن پوستر از اتاق چیکا ، یه پایان بندی عالی :



حتی با یک دفترچه هم میشه غرق در صمیمیت شد.

از این اپیزود بوی یک مقدمه رو میشد حس کرد؛ مقدمه ای برای رفتن به سمت
دریا و بالاخره به پایان رسیدن تمرینات استخر تکو. و از این که بگذریم
اپیزود روی جریان بیکاری و استفاده ای که میشه از وقت انجام داد تمرکز قشنگ
و بامزه ای داشت. رفتن به فروشگاه و دیدن لباسها و البته دیدن و خریدن
دفترچه ای واسه دوران غواصی همه صحنه هایی خوب بودن .. شاید بشه همه چیز رو
به جریان اعتماد به نفس تکو ارتباط داد و گفت که این اپیزود هم کمی به
شخصیت پردازی تکو نگاه کردیم؛ شخصیتی که با وجود و تکیه به پیکاری داره به
مانند گلی که داره به شکوفایی میرسه به نظر میرسه و این چه خوبه ... نشون
میده که انسان ها در مقابل برخورد خوبی که از دیگران می بینند چقدر می تونن
عوض بشن و ارتباط صمیمانه ای که بین تکو و پیکاری بوجود اومده یکی از
بهترین نکات این انیمه تا به اینجاست.
اپیزود با سردرگمی سر و کار داشت .. اونم به مقدار زیاد. دیالوگ هایی که با
زیبایی هرچه تمام تر از سردرگمی حرف میزدند و کارکترهایی که به دنبال رفع
سردرگمی خودشون بودند. حتی آی که معمولاً با مشت و لگد بقیه رو همراهی می
کنه سردرگمی ها و بیکاری های خاص خودشُ داشت. سپروندن روز به بطالت یکی از
دغدغه های اصلی آی چان بود که با اومدن پیکاری و تکو رفع شد و بعد از اون
غرق در رود همیشه جاری انیمه شدیم؛ جایی که موسیقی ما رو با خودش به همه جا
میبره .. به فروشگاه، به دیدن لباس های رنگارنگ، به دیدن دفترچه های یک
مدل و به دل ساحل و باز تو دلت می خواد کنار کارکترها غرق در آب های
افکارشون باشی ولی خب ... روز به پایان رسیده و باید منتظر اپیزود بعد
بمونیم.
چیزی که تو این اپیزود تونستیم بهش برسیم تبدیل کردن دلسردی به دلگرمی بود و این یعنی یک نتیجه مثبت! 
و البته وقتی یک انیمه غواصی دارید مطمئناً انتظار داشتن یک یا چند اپیزود
ساحلی چیز عجیبی نیست؛ اینجا هم در عین معصومیت و در باب اشاره به دلگرمی
دادن به تکو به لب ساحل رفتیم و یه عالمه اونجا خوش گذروندیم. بعد از اون،
تکو تونست از سد امتحان استخرش رد بشه و حالا نوبت به امتحان بعدی که
امتحان وارد شدن به دریای آزاد و واقعیه میرسه. روی هم رفته اپیزود مثل
همیشه التیام بخش و دل انگیز بود .. من هنوز که هنوزه جو انیمه رو با تمام
وجود لمس می کنم و بهش عشق میورزم .. و فقط دو اپیزود دیگه باقی مونده.
صحنههایی از اپیزود :
- کسلی آنه چان سنپای :

- خوشم میاد تکو و پیکاری همیشه با هم مَچ هستن
:

- اطمینان خاطر دادن پیکاری به تکو :

- تکو هم چه با انرژی تمرین می کنه! 

سی سال قبل : بهترین انیمه های سال 1986













)
... نه، ببخشید. به سازمان صلح و رفاه جهانی زنگ بزنید و اونا مامورای
کارآزموده و قهاری رو برای حل مشکل شما می فرستند. داستان انیمه روی دو
مامور با نام های "کی" و "یوری" متمرکز بود، زوجی که با هم به سراغ حل
مشکلات مردم در جاهای مختلف میرفتند و فرق اونا با مامورای دیگه سازمان این
بود که با وجود حل کردن مشکل شما، خسارت های دیگه ای رو هم به شما و
اطرافتون وارد می کردند .. پس شاید این زوج، بهترین راه حل برای مشکل شما
نباشند ولی خب، سازمان اونا رو مامور کرده و چاره ای نیست جز اینکه با
اونا هم پا بشید و ببینید چطور به مشکل شما رسیدگی می کنند. انیمه ناگفته
حسی پلیسی، ماجراجویانه داره ولی خوبی دیگه ای که انیمه داره حس علمی
تخیلی اونه که ناخودآگاه منُ به یاد کار نسبتاً با شباهتی مثل Space Dandy
میندازه؛ اینکه قراره با یک دنیا خوش گذرونی روبرو باشید و یه اثر کلاسیک
و پر از لحظات غیرمنتظره ببینید.











بعد از یک اپیزود سوپر دراماتیک چی میچسبه؟! اگه گفتید ... ! 
بعله .. یه اپیزود ساحلی .. ساحلی! اونم با دایایی که ادای رئیس ها رو درمیاره، با ماری ای که همه رو بازیچه دست خودش می کنه و کانان که حسابی تو این اپیزود کاوایی بودنش نشون داده شد؛ نگاه ماری به کانان و اون نوع تبلیغ خواستن ازش خودش نشون میده که چقدر می تونه بینشون جو شوجو آی برقرار بشه. و خب، این، این ... تنها نکته شوجو آی این اپیزود نبود و من حتی اگه ذره بین هم به دست نمی گرفتم صحنه های متمایل به شوجو آی رو به راحتی کشف می کردم! از صحنه های خواب ماری و کانان گرفته تا صحنه های خیلی لطیف و بامزه بین ریکو و چیکا و لحظات آخر اپیزود که واقعاً زیبا پیش برده شد. من که اصلاً به زوج چیکا و ریکو فکر نمی کردم ولی تو این اپیزود حسابی پتانسیل خودشونُ نشون دادن. پس از این به بعد دیفالت ذهنی من روی زوج بودن این دو کارکتر جا می مونه. ولی خب بقیه زوج ها یه جورایی مشخص هستن.
بهرحال اپیزود ساحلی بود .. یه رستوران کثیف ساحلی داشتیم و یه گروه آیدولی 9 نفره که باید اونُ می چرخوندن! صحنه های پختن غذا به اون سبک و سیاق عجیب، شنا کردن های ناز، دعوت کردن از همکلاسی ها و بعد ورزش کردنشون برای بهتر و بهتر شدن با شیوه های تمرین گروه میوز ... همه چیز حس و حال ساحلی داشت. حتی موسیقی هم به نظر من کمی هوای هاوایی رو داشت و یه جورایی فضا رو فوق دریایی کرده بود.
در کل، تو این اپیزود حرفی از مسابقات لاو لایو زده شد ولی هنوز نمی دونم که آیا تا اپیزود آخر به اجرای مسابقات می رسیم ولی خب اگه هم برسیم تصور می کنم آکوا نتونه برنده مسابقات لاو لایو بشه .. کار خیلی سختیه و نشدنی به نظر میرسه ... حداقل تو شرایط فعلی. ولی تجربه خوبی میشه تا بعدها و فصل بعدی انیمه که مطمئناً از راه خواهد رسید .. در اینکه سانرایز فصل بعدی برای این انیمه در نظر داره شکی نیست.
صحنههایی از اپیزود :
:
:
:
:

:




















نوستالژی به سمتم هجوم آورد .. بعد از اون جالب تر این بود که یهو دیدم
آیکا هم در کنار آکاری هستش و وای که ساتو جونیچی چه انتخاب خوبی واسه این
جریان داشته. فقط کاش که نقش آیکا بیشتر بود و بیشتر از این بهش دیالوگ
داده میشد .. سخت میشد از نبود نقش کافی آیکا هق هق نکرد. بهرحال نقش آکاری
به اندازی کافی پررنگ بود و پشت تلفن و رودرو با تکو لحظات قشنگی رو ازش
داشتیم. محرک خوبی واسه احساسات تکو بود و جریان کادو تولد قشنگی رو هم در
کنارش داشتیم. و حالا نمی دونم باز در آینده این دو کارکتر رو می بینیم
یا نه ولی این اپیزود پر از نوستالژی و احساس بود .. بهتر از این نمیشد.

:
:
:




Amanchu - Episode 08


:


