M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Golden Time - Episode 15

Golden Time - Episode 15

پیش به سوی ساحل! بلاخره اپیزود ساحلی که چند اپیزود ازش حرف زده شد، از راه رسید .. این انیمه ثابت کرده که همیشه سوپرایزهای خوبی تو هر اپیزود رو میکنه و وقتی به فکر یه اپیزود ساحلی می افتیم، معمولا اونو به شکل یه اپیزود سرگرم کننده و خارج از فضای داستان اصلی میبینیم. خُب، بخاطر همین موضوع انتظارات خودمو پایین آورده بودم و انتظار نداشتم که اتفاق خیلی خاصی بیافته ولی بازم تو اواخر اپیزود اتفاق سوپرایز کننده و جالبی از راه رسید. یه اپیزود سرگرم‌کننده و خوب رو دنبال کردیم .. همراه شدن چینامی، یانا با کوکو و بانری سوار بر تاکسی (!) جناب 2 بُعدی به سمت جالبی حرکت کرد. هوای بارونی و کوکو که یهویی هوس دستشویی رفتن به سرش زد، باعث شد یه صحنه زیبا و جالب رو ببینیم؛ جایی که همه با هم زیر بارون شروع به آب بازی و خوش گذرونی کردن .. یکی از بهترین تیکه‌های اپیزود بود. بعد از این رقص بارونی و رامن خوردن بلاخره هوا آفتابی شد و نوبت به شنا و ساحل رفتن رسید و البته .. مگه میشه ساحل رفت و آتیش بازی نکرد؟

خوشبختانه اینبار هم سوپرایز و کلیف‌هنگر جالبی در راه بود .. جایی که کوکو در حین رانندگی و تو راه برگشتن به شهر خوابش برد، جون همه به خطر افتاد .. فلش‌بکی از افکار بانری و روح بانری دیدیم که درها رو یکی بعد از دیگری بازی میکرد و نکته جالب این صحنه جایی بود که با بخاطر آوردن خاطره لیندا بود که بانری از خواب بلند شد و پا روی ترمز ماشین گذاشت اما میشه با قاطعیت گفت که نجات دهنده اصلی، روح بانری بود که احتمالا در آینده داستان رو پیچیده تر از این حالت فعلی‌ش میکنه. یه صحنه کاملا درگیر کننده که ظاهرا کل بچه‌ها بخاطر بانری از این چپ شدن ماشین نجات پیدا کردن. پیش‌نمایش اینو نشون داد و یه مقدار از حس ابهام اپیزود بعد کم کرد .. حادثه رانندگی میتونست شوک بزرگی به انیمه وارد کنه و کُلی اتفاقات جدید به وجود بیاره! ولی خُب، کُلی صحنه جالب تو پیشنمایش بود که بازم آدمو نسبت به دیدن قسمت بعد کنجکاو میکنه .. بیشتر از همه صحنه گریه‌های کوکو به چشم می اومد .. باید ببینیم چرا اینقدر ناراحته .. شاید بخاطر عذاب وجدان خواب رفتن‌ش در حین رانندگی باشه و شایدم چیز بزرگتر دیگه ای .. باید دید.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- تاکسی سواری بچه‌ها :



- رامن خوردن بعد از رقص بارونی :



- روز آفتابی و بازی تو ساحل :



- آتیش بازی ... :

Nagi no Asukara - Episode 16

Nagi no Asukara - Episode 16

روحیه بالای هیکاری باورنکردنی ـه. بعد از پشت سر گذاشتن چنین حادثه بزرگی، خیلی خوب داره ادامه مسیرش رو ادامه میده .. و حتی شروع به رفتن به مدرسه کرد و جلوی بقیه همکلاسی‌ها ادای سنپای بودن رو در آورد و به میونا به خاطر صحبت با اون پسر کُلی گیر داد .. رفتن پیش خیاط مسیر جالبی بود و اتفاقات جالبی بین میونا و سایو افتاد .. شاید اگه تو زمان قدیمی انیمه به سر میبردیم، اصلا به فکرم هم نمیرسید که میونا و سایو با هم چنین دعوایی کنن و اینجور بهم حسودی کنن ولی بهرحال اینجا سایو و میونا کُلی از هم دلگیر شدن. دیدن ناراحتی هردوتاشون جالب بود و این وسط هیکاری که اصلا نمیتونه میونا رو جدی بگیره، باعث میشه به این فکر کنم که اصلا به شکل خاصی به میونا نگاه نمیکنه و دنیای افکار هیکاری با دنیای افکار میونا زمین تا آسمون متفاوته. یکی از صحنه‌هایی که تو این اپیزود خیلی دوست داشتم، صحنه صحبت هیکاری با میونا در مورد دعوای چیساکی و ماناکا بود و اینکه ماناکا همیشه کسی بوده که با گریه برمیگشته و باعث آشتی اون دوتا میشد .. اون لحظه یهو شوکی بهم وارد شد و واقعا حس نبودن ماناکا به راحتی بهم غلبه کرد و با خودم گفتم "واقعا ماناکا جاش خالیه و خیلی وقته که اونو ندیدیم" و البته وقتی با فاصله زمانی انیمه اونو ببینیم، مسلما همینجوره و میتونم حس دلتنگی چیساکی و یا کسایی که به ماناکا نزدیک بودن رو کمی درک کنم.

نیمه دوم انیمه مثل همیشه اتفاقات سوپرایز کننده و جالبی داشت و سیلی از حوادث جدید رو با هم دیدیم؛ افتادن میونا به اون شکل تو دریا و البته بعد از اون، اینکه قادر به شنا کردن و نفس کشیدن شد، (میونا هم انا بدست آورد؟) خیلی عجیب و مرموز به نظر میرسه و باید ببینیم بقیه راجع به این موضوع چه فکری میکنن .. آیا الان سوموگو هم میتونه شنا کنه؟ خوشحالی میونا از اینکه تونسته بود شنا کنه و ذوقی که باعث شد هیکاری رو بغل کنه، دیدنی بود .. اما خوشبختانه اپیزود فقط به دعوای سایو و میونا و عادت کردن هیکاری به محیط جدید نپرداخته بود و بجز این حادثه افتادن میونا تو آب، یه سوپرایز دیگه هم برای ما داشت .. برگشتن کانامه تو آخرین ثانیه‌های اپیزود .. حالا نوبت به برگشتن کارکتر دوم رسیده؛ با برگشتن کانامه تو این زمان نزدیک به هیکاری، میشه انتظار داشت که سر و کله ماناکا هم کم کم پیدا بشه و ظاهرا قرار نیست فاصله زمانی بین برگشت هیکاری و ماناکا تفاوت زمانی زیادی داشته باشه. با اومدن کانامه، میتونیم انتظار صحنه‌های درام جالبی رو تو اپیزود بعد داشته باشیم .. صحنه‌هایی مثل: روبرویی چیساکی با کانامه و یا کانامه با سوموگو و ... به نظر من برگشت کانامه به این زمان، کمتر از هیکاری دراماتیک خواهد بود ولی در عوض منتظر برگشت ماناکا باشید؛ چون اون برگشت، سیلی از اشک و احساسات رو جاری میکنه و مطمئنا اپیزودهای خوبی میشن .. اما یه نکته جزیی و نهایی که در مورد برگشت کانامه واسم جالب بود، حالت نزدیک شدن‌ش به اون مرد بود .. با خونسردی تمام و با اون حالت لُخت بهش نزدیک شد و ازش زمان رو پرسید که یه جورایی واسه من خنده‌دار بود.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- عکس‌العمل‌های میونا بعد از گیر دادن هیکاری خیلی بامزه بود :



- ناراحتی میونا بعد از دعوا با سایو :



- شنا کردن میونا :



- خوشحالی بخاطر شنا کردن و در آغوش گرفتن هیکاری :

Sakura Trick - Episode 03

Sakura Trick - Episode 03

Another glorious episode for yuri fans .. هه هه! واقعا هم بود .. این انیمه داره مرزهایی که تو ژانر یوری شکسته نشده بوده رو به زیبایی میشکه و به سمت جلو حرکت میکنه. تا اینجا و اپیزود سوم خیلی روابط جذابی رو به تصویر کشیده و خصوصا زوج اصلی انیمه کشش خیلی خوبی برای من داشتن. فکر کنم با از راه رسیدن این انیمه یوری و محوبیتی که بین فروم ها و طرفدارای خارجی پیدا کرده، میشه انتظار ساخت انیمه‌های یوری دیگه ای داشت. چقدر خوبه که ساخت یه انیمه به این شکل، چنین امکان بزرگی رو فراهم میکنه. این اپیزود هم مثل دو اپیزود قبل ترکیبی از کمدی، بامزگی، کاوایی کارکترها و جذابیت روابط بین کارکترها بود. خوشبختانه فعلا بیخیال زوج کوتونه و شیزوکو شدیم .. نه اینکه باهاشون مشکلی داشته باشم، نه! بیشتر دوست دارم به زوج اصلی یعنی هاروکا و یو پرداخته بشه.

نیمه اول با خواهر یو چان، میتسوکی آشنا شدیم .. دختری که خیلی بزرگتر از یو به نظر میرسید و رئیس شورای مدرسه بود. علاقه و کنجکاوی زیادی برای آشنایی با هاروکا داشت ولی تا حالا فرصت آشنایی ش پیش نیومد. از قضا، امروز که قرار بود دست سرنوشت اونو با هاروکا روبرو کنه، عینکش توسط یو خرد شد و حالا وقت خوبی برای آشنایی با یو بود. :دی دیدن اینکه میتسوکی ندونسته یو رو با دیالوگی مثل "حالا انگار داری باهاش قرار میذاری" سوپرایز کرد، واقعا بامزه بود .. میتسوکی کجای کاری؟ قرار که نمیشه گفت ولی خُب رابطه هاروکا و یو خیلی پیشرفت کرده و به جلو رفته .. درسته که هنوز به آینده رابطه شون فکر نکردن ولی مطمئنا همدیگه رو دوست دارن و میشه علاقه زیادشون به همدیگه رو دید و باهاش همراه شد. بهرحال بحث جشنواره ورزشی پیش کشیده شد. ظاهرا دو نوع جشنواره داشتیم! یکی جشنواره ورزش‌هایی که توش چیرلیدرها یا همون تشویق کننده ها وجود دارن، نیستن و یکی با حضور اون ورزش ها و بودن چیرلیدرها! تو این بین یو علاقه زیادی به چیرلیدر بودن داشت ولی به دلیل تصمیم شورا و اینکه مدرسه سه سال دیگه بسته میشه، امکان وجود چیرلیدرها وجود نداشت.

هاروکا برای اینکه تصمیمی شورا رو عوض کنه، وارد جلسه شورا شد و اون صحنه اولی صحنه روبرویی اون با خواهر یو چان بود .. صحنه ای که میتسوکی بخاطر عینک نداشتن، ظاهرش عصبی به نظر میرسید و همین کافی بود که هاروکا رو عصبی و نگران کنه ولی بلاخره حرف خودشو در مورد درخواست چیرلیدر بودن تو جشنواره ارائه داد که با مخالفت شورا روبرو شد. هاروکا به این سادگی کوتاه نیومد و به دنبال میتسوکی رفت و اونو راضی کرد و بلاخره میتسوکی اونجا تونست درست و حسابی قیافه هاروکا رو ببینه و باهاش آشنابشه. دارم زیادی به داستان میپردازم! بگذریم ...

صحنه رفتن هاروکا به خونه یو عالی بود .. خوردن اون کیک ها داشتن افکار منحرفانه ای در اون سطح فقط از هاروکا برمیاد .. واقعا چه دختر شیطونی بود! یو بیچاره باید اونو همراهی میکرد؟ هاها .. بهرحال این صحنه هم یکی از جذاب ترین صحنه های رمنس بین یو و هاروکا بود و اتفاق بین شون خیلی دوست داشتنی بود. هاروکا و یو سرگرم بوسیـــدن بودن که یهو با ورود میتسوکی همه چیز بهم ریخت! یکی از راز اونا با خبر شد؛ خیلی خوبه که پای یه نفر دیگه به دایره اعتمادشون کشیده شد. باید عکس العمل میتسوکی رو بعد این اتفاق میدیدیم ولی خیلی ساده تصویر قطع شد و نشد اون صحنه رو ادامه بدیم. مطمئنا این مسئله میتسوکی تو آینده ادامه پیدا میکنه ولی در ظاهر به نظر نمیرسید آنچنان مشکلی با یوری و رابطه یو و هاروکا داشته باشه و حتی به نظر من به نظر میاد خودش هم به چنین کارایی علاقه داره!

صحنه‌های تمیز کردن استخر از سطح فن‌سرویس بالایی برخورد دار بود؛ بیشتر برای هاروکا و یوزو .. یوزو با اون قضیه رون پا و گیر دادن کائده داره کم کم سیگنالهای یوری خودش رو نشون میده .. شاید انتظار اینکه کائده هم با یوزو زوجی بشه، انتظار بزرگ و غیرقابل برآورده شدنی نباشه و بتونیم در آینده چیزی بینشون ببینیم .. فعلا که حرف های سک ــ سی جالبی با هم رد و بدل کردن و رابطه شون روی هم رفته پتانسیل تبدیل شدن به زوج سوم انیمه رو داره. از طرف دیگه هاروکا و یو با آب و شلنگ بازی میکردن و رنگین کمون شلنگ واسشون بامزه بود که بعد از اون با خرابکاری هاروکا و آب ریختن روی یوزو یه صحنه بامزه دیگه رو باهم دیدیم. صحنه تلافی یوزو و اونجوری آب ریختن روی هاروکا. برچسب روی لباس شنای هاروکا I love You بود که به علاقه ش به Yuu اشاره داشت .. یو بیچاره فکر میکرد بقیه با دیدن این برچسب از ارتباط هاروکا با اون با خبر میشن و کُلی استرسی شده بود ولی بقیه با دیدن اون برچسب فقط به فکر بزرگ بودن سیـ ـنه های هاروکا افتادن که خیلی بامزه بود. در نهایت بازم یه تصویر از میتسوکی دیدیم که بعد از نبودن هاروکا و یو تو استخر، به این فکر افتاد که نکنه اونا دوباره دارن از اونکارا انجام میدن؟! یه پایان بندی کمدی خوب برای اپیزود.

روی هم رفته اپیزود بازم عالی بود و صحنه‌های یوری جذابی داشت. فن‌سرویس تو این انیمه بر خلاف انیمه‌های دیگه اونقدرا منو اذیت نمیکنه و به شکل جالبی کنترل شده .. هاروکا در کنار کاوایی بودن و جذاب بودن، از ظاهرا فوق جذابی برخورد داره و خیلی راحت میشه روی فن سرویس اون مانور داد. از اون طرف یو آنچنان چیزی واسه عرضه نداره ولی در عوض صحنه‌های یوریش با هاروکا به شکل زیبایی ادامه پیدا میکنه. باید ببینیم تو اپیزودهای بعد آیا زوج کائده و یوزو شکل میگیره؟ رابطه یو و هاروکا تا چقدر جلو میره؟ تا جایی که من مانگا رو خوندم و ترجمه شده بود، یاد نمیاد که رابطه شون به ارتباط جـــ نسی رسدیه باشه .. باید دوباره چک کنم ولی بهرحال انیمه چنین چیزی رو نشون نمیده .. درسته که مرزهای زیادی رو طی کردن لوی بعیده که به سراغ چنین اتفاقی برن.

صحنه‌هایی از اپیزود :



















































































Gravity // 2013

Gravity // 2013

[​IMG]

زیبایی تصویری فیلم واقعا خیره کننده بود .. نمیشد از صفحه چشم برداشت و بیخیال دیدن محیط "فضا" ـی درون فیلم شد؛ هر گوشه از هر صحنه‌ای که درون فضا میگذشت، زیبایی خاصی داشت و به نظر من جلوه‌های تصویری کار به راحتی هر بیننده‌ای رو غرق در خودش میکنه. از طرف دیگه بازیگری فیلم آنچنان ویژه و عالی نبود .. شاید از کلمه "خیلی خوب" استفاده کنم ولی حس میکنم زیبایی‌های دیگه فیلم باعث شده که چنین قضاوتی داشته باشم. نقش جرج کلونی رو واقعا دوست داشتم و حس میکنم یکی از بهترین نکات در مورد فیلم، بازی جرج کلونی و به تصویر کشیدن اون کارکتر "مت" بود .. حس خیلی متفاوتی به "فضا" و "شناور بودن در فضا" داده بود و کارکتر مت جذابیت خاصی داشت اما ساندرا بولاک میتونست بهتر از اینها باشه .. هر چند بازم به عنوان بازیگری که نقش اول کار رو به عهده داره، کشش لازم رو برای دنبال کردن فیلم به وجود آورده بود و اصلا انتقاد بزرگی بهش نمیگیرم. موسیقی سطح خوبی داشت و خصوصا صحنه‌های هیجان انگیز فیلم، موسیقی نفس گیر و شنیدنی شده بود.

بجز موسیقی، داستان کار هم خیلی برام لذت بخش بود و اصلا متوجه گذر زمان در حین دیدن فیلم نشدم. خیلی راحت وارد فضای فیلم شدم و بعد از اون، هر لحظه فیلم واسم دیدنی‌تر شد. هرچقدر از نقاط قوت فیلم حرف بزنیم، بازم چیزی که بیشتر از تمام عنصرها به چشم میاد، جلوه‌های تصویری و ویژه اونه که واقعا عالی بودن .. نحوه تصویربرداری و حرکات دوربین و فضای درون سفینه‌ها از حس واقعی خاصی برخورددار بودن و به راحتی میشد با کارکترهای فیلم همراه شد. روی هم رفته خوشحالم که فیلم به اون خوبی که انتظار داشتم بود؛ برای من به سطح جوی که دور و بر این فیلم بود، رسید و ازش راضی بودم .. مطمئنم تا مدتی ذهن منو درگیر خودش میکنه و حتما دوباره اونو نگاه میکنم .. چون واقعا ارزش دوباره دیدن رو داره.

صحنه‌هایی از فیلم :







Mikakunin de Shinkoukei - Episode 03

Mikakunin de Shinkoukei - Episode 03

اپیزود بازم خوب بود و صحنه‌های جالب زیادی داشت. بهترین شوخی این اپیزود به نظر من، زنگ زدن وقت و بی وقتِ بنیو به دوستش و به اشتراک گذاشتن کوچکترین اتفاقات دور و برش بود .. واقعا شوخی جالبی بود. با اینکه کوبینی کارکتر مورد علاقه من از این سری ـه ولی حس میکنم اونقدرها ویژگی بارزی نداره یا بهتر بگم، به اندازه کافی بهش پرداخته نمیشه! با این اوضاع، بودن کارکترهایی مثل بنیو یا ماشیرو به عنوان نقش مکمل خیلی برای بهتر به چشم اومدن کوبینی حیاتی ـه .. آره، خاصیت کاوایی و آروم بودن رو داره ولی خُب ... تا اینجا یه جورایی حس میکنم ماشیرو رو بیشتر دیدیم تا کوبینی! اما بهرحال داستان کُلی دور و بر کوبینی میچرخه و احتمالا تو آینده فضای بیشتری به این کارکتر اختصاص داده میشه. تو این اپیزود فهمیدیم که کوبینی زیاد تو ورزش خوب نیست ولی حسابی بین پسرا محبوبه. از اون طرف هاکویا هم زیاد تعریفی تو ورزش نداشت و همون "مجسمه" همیشگی بود! تو این بین ماشیرو بعد از دیدن محبوبیت کوبینی بین پسرا، شروع به تحریک کردن هاکویا کرد و ازش خواست که کاری انجام بده. اون صحنه کارت دعوت دادن بنیو به ماشیرو عالی بود شروع جمله با "به لولیِ عزیزم ..." .. دعوتنامه چه شروع بامزه ای داشت. یه چیز حاشیه‌ای دیگه که برام جالبه، بازی با خون و کارکتر بنیو ـه که گاهی میبینیم خون از سر و صورت‌ش بیرون میزنه و به نظر من خیلی به کارکتر بنیو میخوره. یکی از تیکه‌های جالب دیگه اپیزود جایی بود که هاکویا و کوبینی با هم تو راه خونه همراه شدن، به فروشگاه رفتن و بلاخره میشه گفت برای اولین بار درست و حسابی با هم تنها شدن. صحنه آنچنان خاصی نبود .. من منتظر اتفاق جالبی تو این مسیر همراهی بودم و چیزی که شروع کننده یه حادثه جالب تو رابطه کوبینی و هاکویا باشه ولی خُب اینجور نشد. در عوض کوبینی برای همخونه‌های جدیدش ظرف خرید و برای کیک درست کردن آماده شد.

آخرین لحظات انیمه، داستان خیلی جالب به سمت جلو برده شد؛ جایی که کوبینی از بنیو راجع به دلیل مخالفت نکردن با رابطه اون با هاکویا سوال کرد و بنیو خاطره نجات کوبینی توسط هاکویا رو براش تعریف کرد .. خاطره‌ای که کوبینی اونو از یاد برده بود و حالا با شوک برملا شدن این موضوع و خاطره روبرو شد .. اتفاق بزرگی که نباید از خاطر میبرد و حالا باید ببینیم این موضوع تو اپیزود بعد چه تاثیری روی فضای داستان داره. فضای کُلی اپیزود حالت طنزی داشت و با وارد کردن کمی حالت جدی تو انتها اپیزود به سمت اپیزود بعدی میریم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- چشمای بنیو در حال ضبط تصاویر!



- هاکویا و کوبینی تو فروشگاه :



- بچگی کوبینی و ظاهر کاوایی‌ش :



- ناراحتی کوبینی از به خاطر نیاوردن خاطره :

Inari, Konkon, Koi Iroha - Ep 02

Inari, Konkon, Koi Iroha - Ep 02

خیلی خوب بود. کمی بیشتر با احساس ایناری در مورد تاناباشی آشنا شدیم .. فلش‌بکی از لحظه آشنایی‌شون با هم دیدیم .. جایی که تاناباشی به ایناری کمک کرده بود و اونو به مدرسه رسونده بود. تو این بین و در زمان حال، ایناری خودشو به شکل دوست تاناباشی در آورده بود و مهمون خونه‌شون شده بود. صحنه‌های طنز بامزه‌ای بخاطر این قضیه تغییر شکل دیدیم .. مثل اون صحنه بغل کردن تاناباشی با اون بدن مردونه که تاناباشی رو متعجب کرد. بهرحال مهمونی خجالت آوری برای ایناری بود و من یکی که میتونم کاملا احساس‌شو درک کنم .. واقعا قرار گرفتن تو اون شرایط سنگین بود ولی از طرف دیگه دارم به این فکر میکنم که، روز بعد در صورت ملاقات تاناباشی با اون پسری که دوستشه، چه حرف‌هایی با هم رد و بدل میکنن و اینکه اون دوست‌ش اصلا خاطره ای از این ملاقات نداره، چه تاثیری روی این دوتا میذاره .. بهرحال این تغییر شکل دادن‌های ایناری میتونه دردسرهای زیادی درست کنه. بعد از این ماجرای اولیه و تغییر شکل ایناری، نوبت به رفتن به زمین‌های آسمانی رسیده بود .. لوکیشنی که ایناری رو با وسیله‌ای با شباهت به قطار به اونجا بردن و قرار بود آماتراسو ساما رو ببینه. آماتراسو ساما اصلا اون چیزی نبود که ایناری انتظارشو داشت و آماتراسو ساما برای تست کردن ایناری ازش خواست که یک روز کامل از قدرت خودش استفاده نکنه.

تو ظاهر تست آسونی به نظر میرسید و حتی ایناری هم فکر میکرد به راحتی این امتحانو به انتها میرسونه ولی ظاهرا کسایی از طرف آماتراسو ساما واسه وسوسه کردن و تحریک کردن ایناری به تغییر شکل فرستاده شده بودن و هر کدوم یه جوری قصد فشار آوردن به ایناری رو داشتن که صحنه‌های کمدی بامزه ای رو بخاطر اینکاراشون دیدیم. تو این بین، بعد از گیر کردن تو اون انبار، سومیزومه که با ایناری بود، حال خوبی نداشت و تب‌ش بالا رفته بود .. بخاطر همین خرابی حال سومیزومه و کمک به اون، ایناری فشار بیشتری واسه تبدیل پیدا کرد و بلاخره اینکارو کرد. با اینکار، امتحانی که آماتراسو ساما براش گذاشته بود، رو نتونست کامل کنه ولی در عوض سومیزومه رو نجات داد. از همون صحنه‌ها میشد حدس زد که آماتراسو ساما بخاطر این کار خوب ایناری اونو میبخشه و حتی لایق این قدرت میدونه. بهرحال صحنه‌های آخر اپیزود احساسی و خیلی خوب بود .. صحنه‌های گریه ایناری و صحنه بخشش ایناری توسط آماتراسو ساما. در کنارش بلاخره قضیه اون نامه هم مشخص شد و فهمیدیم که اون نامه تاناباشی به سومیزومه، نامه عاشقانه نبود که امید ایناری به عشق‌ش رو برگردوند ..حالا میتونیم با خیال راحت روند پیشروی این عشق رو به تماشا بشینیم! فعلا که تاناباشی علاقه خاصی به ایناری نشون نداده و از طرف دیگه بعد از قبول کردن اون هدیه ایناری، میشه رابطه خوب این دوتا رو با هم دید.

آخرین لحظه اپیزود کلیف‌هنگر خیلی خوبی بود. جایی که داداش ایناری با عصبانیت ایناری رو از اوکا ساما جدا کرد .. باید ببینیم واقعا چی تو سر این داداش بزرگه میگذره! ظاهرا گذشته این دادش دیدنی ـه و باید منتظر فلش‌بکی به گذشته باشیم. روی هم رفته اپیزود خیلی خوبی بود و ادامه مناسبی واسه استارت خوب انیمه بود. من بعد از دیدن این اپیزود، بیشتر به کارکتر ایناری علاقمند شدم و ظاهر و رفتار معصوم‌ش رو دوست دارم .. چیزی که دوست داشتم تو این اپیزود بیشتر ببینم و کم به تصویر کشیده شد، کون، روباه ایناری بود. امیدوارم تو ادامه بیشتر خودشو نشون بده.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه فلش‌بک بین ایناری و تاناباشی :



- رسیدن به اون سرزمین آسمانی :



- آماتراسو ساما در کنار اوکا ساما در حال تماشا کردن حرکات ایناری روی زمین :



- میمیک‌های ایناری واقعا جالبه :



Chuunibyou Ren - Episode 03

Chuunibyou Ren - Episode 03

یه اپیزود خوب با معرفی دختر جدید داستان .. تقابل ریکا با ساتونه چیزی بود که این اپیزود رو دیدنی میکرد؛ اینکه روبرو شدن‌شون با هم چه حوادثی رو به همراه داشت .. وارد شدن به اون حالت مبارزه تخیلی مثل همیشه جذاب بود و اینبار نوبت به مبارزه فرشته با دختر جادویی رسیده بود .. مبارزه‌ای که توسط یوتا به اون شکل خنده دار قطع شد. دیدن حسودی‌های ریکا به رابطه بین ساتونه و یوتا یکی از بخش‌های بامزه اپیزود بود. چقدر کُزپلی یوتا بهش می اومد و از اون طرف، کومین سنپای به طرز فجیعی کاوایی شده بود .. بین این دوتا مسلما اون تغییر لباس خیلی بیشتر به کومین می اومد. تو این اپیزود مشخص شد که ساتونه دلیل چونیبو داشتن یوتا تو گذشته بوده و کسی که باعث شروع چونیبوی یوتا بوده، حالا بار دیگه جلوی روی یوتا قرار گرفته که باید ببینیم این داستان قرار به چه سمتی حرکت کنه. یه صحنه کاملا زیبا رمنس هم بین یوتا و ریکا داشتیم که تو آخرین لحظات شکل گرفت؛ جایی که ریکا از لمس بینی ساتونه و یوتا عصبانی شد و بازم مثل قبل حسودی میکرد. اینبار یوتا برای اینکه خیال ریکا رو راحت کنه، به شکل زیبایی تماس بینی (یا همون بوسه بینی!) رو اینبار با ریکا انجام داد. میشد باریکه‌هایی از علاقه ساتونه به یوتا رو حس کرد، خصوصا صحنه‌ای که یوتا از خداحافظی نکردن با ساتونه حرف میزد و با هم رفتار ساتونه رو میدیدیم .. شاید تو اپیزودهای آینده ساتونه نتونه فاصله خودشو حفظ کنه و بخاطر علاقه‌ای که به یوتا داره، دست به انجام کاری بزنه.

روی هم رفته اپیزود خیلی خوبی بود و خیلی جالب کارکتر جدید رو بهمون معرفی کرد .. ساتونه میتونه سطح جذابیت داستان رو به سمت خوبی حرکت بده .. باید ببینیم چطور این جریانات مربوط به چونیبوها ادامه پیدا میکنه. در کنار این موضوع داستان، از لحاظ انیمیشن هم واقعا سطح عالی داشت و خیلی جاها تحت تاثیر محیط انیمیشن قرار گرفتم .. چیزی که بهرحال انتظارش میرفت و کیوتو انیمیشن مثل همیشه تو این موضوع موفق عمل میکنه.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه پرت کردن موبایل نیبوتانی :



- کومین سنپای با اون کُزپلی :



- روبرویی ریکا با ساتونه :



+



- اینم بوسه بینی ساتونه و یوتا :