M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Movies i've recently seen

Epic
2013



وقتی نمره IMDb و لیست دوبلورهای انیمیشن رو دیدم، ناخودآگاه سطح انتظاراتم پایین اومد و حس میکنم یکی از دلایلی که باعث شد از انیمیشن لذت ببرم، همین موضوع بود. به دلیل معرفی خوبِ کارکترها که تو نیمه اول انجام گرفت، وارد شدن به فضای انیمیشن کار راحتی بود و مثل خیلی از انیمیشن‌های دیگه نیمه اولشو رو دوست داشتم و جالب کار کرده بودن. تمرکز اصلی من و چیزی که چشم به راه دیدنش بودم، دیدن نیمه دوم فیلم و تعادلی بود که با نیمه اول قرار بود برقرار کنه. خوشبختانه اُفت چندانی نسبت به نیمه اول نداشت و روند خوبش رو حفظ کرد. کار دوبلورها فوق‌العاده نبود ولی تونسته بودن کارکترها رو باورپذیر کنند و روی هم رفته نظر مثبتی نسبت به صداپیشه‌هاش دارم. تو این بین، بودن Pitbull هم واسم عجیب بود ولی خوب مسلما جالب‌ترین مسئله دوبلوری واسه من، حضور والتز بین دوبلورها بود که کارشم خیلی جالب بود. در مورد کارکترها، خوب بود که یه کارکتر دختر رو به عنوان کارکتر اصلی تو انیمیشن داشتیم و نقطه قوت خوبی برای داستان محسوب میشد بعلاوه اینکه، کارکترهای محبوبم از انیمیشن اون دو حلزون بودن که کمدی خوبی رو وارد کار کرده بودن و تعامل جالبی با ام‌کی و ناد داشتن.

کارِ انیمیشن سطح خیلی خوبی داشت و به ندرت ضعفی در صحنه‌ها به چشم می‌اومد، طراحی چهره‌ها و موجودات جالب بود و در کنار موسیقی نسبتا خوب انیمیشن تحرک‌های خوبی جریان داشت. فضای انیمیشن یه کوچولو منو به یاد How to Train Your Dragon می‌انداخت، حس میکنم شباهت‌هایی بین‌شون وجود داره ولی خوب محیط کُلی بین دو انیمیشن کاملا متفاوته. روی هم رفته از اون انیمیشن‌هاییه که هرکسی رو راضی نمیکنه و ممکنه نقاط مثبتی که من بهشون اشاره کردم، برای یه نفر دیگه نقطه منفی باشه؛ Epic برای هرکسی Epic نیست. برای منم Epic نبود ولی به نظر من حسابی سرگرم‌کننده بود. احتمالا رده سنی پایین‌تر به راحتی لقب Epic رو به این انیمیشن بدن و از دیدنش حسابی لذت ببرن.

6.5/10


--


Blood and Wine
1996



فیلمی جنایی با بازی جک نیکلسون و جنیفر لوپز (!) همبازی کردن تو بازیگر کاملا متفاوت و دور از ذهن تو چنین فیلم جنایی اونقدرا بد از آب درنیومده. البته اینجا لوپز خیلی جوونه و از ظاهر خیلی خوبی برخورداره و بخاطر همراه بودن با بقیه بازیگرای حرفه‌ای فیلم، تونسته از پس نقش خیلی خوب بربیاد. جک نیکلسون مثل همیشه خوب بود و بازم یه دیالوگ‌هایی داشت که من فکر میکنم عالی به نمایش در آوردنشون فقط از عهده نیکلسون برمی اومده. اما در کنار نیکلسون مایکل کین هم خیلی خوب ظاهر شده بود. نکته جالب در مورد مایکل کین تو این فیلم اینه که، اون بعد از بازی در Bullet to Beijing محصول 1996 تصمیم به خداحافظی از دنیای بازیگری گرفته بوده ولی با اصرار نیکلسون راضی میشه به دنیای بازیگری برگرده. خود فیلم و داستان معمولی بود و چیزی که واسم عجیب بود، استفاده از موسیقی بود؛ گاهی تو صحنه‌های خیلی معمولی، یه موسیقی تُند و مرموز جنایی پخش میشد که کاملا بیننده رو از فضا دور میکرد. حس میکنم هدف کار جنایی‌تر کردن فضای فیلم بود ولی بهرحال هدف به سرانجام نرسیده بود و حداقل برای من نتیجه برعکس داشت.

6.3/10


--


The Muppet Movie
1979



از اونجایی که The Muppets ــه 2011 واسم جالب بود، گفتم این فیلم رو هم یه امتحانی کنم. فیلم خوب و سرگرم‌کننده‌ای بود ولی گاهی حس نصفه‌نیمه موندن بهم دست میداد؛ بعضی از قطعات یا صحنه‌ها رو دوست داشتم ادامه بدن یا مثلا حس میکردم میتونستن بیشتر از نقطه پایان فیلم جلو برن. بهرحال کارکتر کرمیت اینجا هم عالی بود و دلیلی اصلی جذابیت فیلم بود، مسیر سفرش، آشنایی‌ش با بقیه کارکترها حس خوبی داشت و فیلم رو دیدنی کرده بود.

6.5/10


--


Call Me Madam
1953



موزیکالی معمولی با بازی دونالد اوکانر. چیز فوق‌العاده خاصی نداشت و صرفا برای ادامه دادن کارنامه اوکانر به نظر فیلم خوبی برای دیدن میاد. اوکانر اینجا هم از چهره کمدی و استایل کمدی رقص خودش استفاده کرده بود و شاید بشه بهترین سکانس‌ش رو رقص کنار بادکنک‌ها دونست. بجز اوکانر، بقیه بازیگرا رو زیاد خوب ندیدم و داستان هم اونقدرا سرگرم‌کننده نبود. روی هم رفته اگه بخوام فقط قطعات موزیکالش رو درنظر بگیرم، نمره 7 رو بهش میدم ولی بصورت کُلی نمره‌ش پایین میاد.

6/10


--


The Girl Who Leapt Through Time
2006



عالی بود، یه انیمه سینمایی خیلی سرگرم‌کننده. موضوع خیلی جذاب سفرها و جهش‌های زمانی با استفاده از روند داستانی جالب و کارکترهای خیلی خوب. شاید خیلی‌ها با دیدن انیمیشن کار به اون ایراد بگیرن و از ضعف انیمیشن‌ش بگن ولی به نظر من تنها چیزی که انیمیشن داشت، متفاوت بودنش بود و اصلا کم‌کاری یا ضعفی درش دیده نمیشد. نسبت به انیمه‌های امروزی کمی متفاوت بود ولی حس نزدیکی خوبی رو بین بیننده و فضای انیمیشن ایجاد میکرد. شخصیت‌پردازی قوی ماکوتو و همراهی طولانی که بیننده در طول انیمه باهاش داشت، خیلی خوب بود. همراه شدن با اون تو ماجراجویی‌های جهش‌های زمانی‌ش و روابطی که با دو دوستش داشت، دبیرستان‌شون و اتفاقات کلیدی داستان، همه چیز به نحو عالی به تصویر کشده شده بود. صحنه خوب خیلی زیاد داشت و خیلی از صحنه‌هاش تو ذهنم باقی مونده، صحنه‌هایی که حرکت جهش زمانی‌ش رو انجام میداد، جمع شدنشون تو اون زمین بیسبال و تمرین کردن‌هاشون، فضای تخیلی بین جهش‌ها، تخته سیاهی که جمله "زمان منتظر هیچ‌کس نمی‌ماند" و ... دوبلورها هم جز نکات مثبت انیمه بودن و درنهایت اینکه پایان‌بندی‌ش هم واقعا خوب بود و حسابی راضی‌کننده بود.

8.3/10


--


The Big Wedding
2013



با اینکه میدونستم قراره با چه فیلمِ ضعیفی روبرو بشم و خودم براش آمده کرده بودم ولی بازم از اونچیزی که فکر میکردم، بدتر بود. کاملا خسته کننده و خالی از کمدی خوب. حرف زدن راجع به کمدی خوب اونم تو چنین فیلمی، حالا این بحث خودش میتونه کُلی خنده دار باشه! تنها نکته مثبت فیلم، همون دیدنِ رابین ویلیامز تو 2 3 سکانس بود و دیگه هیچ چیز قابل توجهی نداشت. روی هم رفته، حتی با پُرستاره بودنش هم ارزش دیدن رو نداره و از اون فیلم‌هایی ــه که زیاد میشه به در و دیوار کوبیدش و ازش بد گفت.

4/10


--


The Panic in Needle Park
1971



داستان اعتیاد به هروئینِ ترکیب شده با عشق دونفر؛ فیلم خوبی بود، یه بازی عالی از آل پاچینو و کیتی وین که نقش بابی و هلن و درگیری این دوکارکتر رو دیدنی کرده بودن. صحنه‌های تزریق زیادی تو فیلم بود و با اینکه به محیط فیلم فضای واقعی‌تری داده بود، ولی چون بعضیاشون طولانی بودن، یه مقدار فیلم رو به سمت کسل‌کننده شدن هُل داده بود. ولی بهرحال فیلم خوبی بود و داستان هم خیلی جالب جلو رفت و به پایان رسید. شباهت‌هایی هم به Requeim For A Dream داشت و اگه طرفدار اون فیلم هستید، دیدنش رو پیشنهاد میکنم.

7/10


--


Madadayo
1993



آخرین فیلمِ کوروساوا به عنوان کارگردان. خیلی خوب بود، رابطه دوست داشتنی و زیبای بین یک معلم و دانش آموزاش، احترامی که دانش آموزها با گذر سال‌های زیاد همچنان به معلمشون دارن، جشن‌‌های تولدی که براش میگیرن، خیلی خوب به نمایش کشیده شده بود. نیمه اول فیلم، نیمه بی نقص و لذت بخشی بود ولی نیمه دوم یه مقدار با جهتی که داستان به خودش گرفت، مشکل داشتم و به نظر من ضعف فیلم تو نیمه دوم اونه. البته پایان بندی خیلی خوب بود ولی تا رسیدن به پایان بندی بالا و پایین زیادی رو توی فیلم میبینیم. در مورد کارکترها این نکته برام جالب بود که بجای اینکه کارکتر سنسی، دانش آموزا رو شکل بده، این دانش آموزا بودن که کارکتر سنسی رو به چشم بیننده وارد میکردن و اهمیتش رو رخ میکشیدن! البته این رو نمیگم که Matsumura در نقش سنسی خوب ظاهر نشده بلکه صرفا به نقشِ مهمی که بقیه کارکترها داشتن، اشاره میکنم. روی هم رفته فیلم، حس خیلی خوبی داشت و مسلما ارزش دیدن رو داره.

7/10


--


The Croods
2013



خیلی سرگرم کننده بود، مسلما هدف سرگرم کنندگی‌ش رو به راحتی پوشش داده بود، سوژه جدید و انسانهای اولیه، محیط متفاوتش هم خوب بود. برخلاف بعضی از انیمیشن های اخیر که بیننده بعد از دیدنشون حس میکنه تمام انرژی و فکر روی نیمه اول اون انیمیشن گذاشته شده و نیمه دومشون سرهم بندی شده، نیمه دوم این انیمیشن بهتر از نیمه اولش بود و تداوم خیلی خوبی در نگه داشتن جذابیتش درطول انیمیشن داشت. واقعا انتخاب نیکولاس کیج به عنوان صداپیشه گراگ به نظر من عالی بود، صدای خاصِ کیج همیشه واسم جالب بوده و اینجا تو یه محیط انیمیشنی بازم خیلی خوب به نظر میرسه. بقیه دوبلورها زیاد به نظرم ویژه نبودن و چیز خاصی ازشون تو ذهنم باقی نمونده. از همین الان هم شماره دومش تایید شده، با توجه به پایان بندیش، میشه انتظارات خوبی از شماره دوم انیمیشنش داشت ولی خوب هنوز زمان زیادی تا 2017 باقیه و باید ببینیم این انیمیشن طی سال های آینده چطور عمر میکنه و ماندگاریش در چه حدیه.

7.2/10


--


The Cure
1997



خوب بود، یه مقدار به سلیقه من نمیخورد ولی تونستم به فیلم عادت کنم و روی هم رفته لذت خوبی ازش بردم. نکته‌ای که یه مقدار منو اذیت میکرد، بیش از حد طولانی بودن بعضی از سکانس‌های فیلم بود که حس میکنم اگه کوتاه تر میبودن، با فیلم خیلی بهتری روبرو میشدم. مثل بعضی از فیلم‌های ژاپنی دیگه‌ای که دیدم، بازم کمبود موسیقی احساس میشد و وقتی اون سکانس‌های کش دار و بی موسیقی بودنشون رو درکنار هم بذاریم، یه مقدار جنبه منفی پیدا میکنه. اما بهرحال، خودِ فیلم ترس خوبی داشت و به جای وارد کردن ترسِ واضح از طریق سکانس‌های دلهره آور، کارگردان تونسته بود با موضوع کُلی و نحوه پیشروی داستان، ترس رو کُلی به درون بیننده منتقل کنه. این شاید مثبت‌ترین نکته فیلم از نظر من بود. Kôji Yakusho هم بازی خیلی خوبی داشت و چندتا از فیلم‎هاش رو تو لیست دانلودم قرار دادم، امیدوارم فیلم‌های دیگه‌ش هم خوب باشه.

6.5/10



Easter Parade - 1948 // Fred Astaire

Easter Parade - 1948 // Fred Astaire



--

-


دوست دارم اینجور تصورکنم که زمان اکران فیلم، خیلی‌ها با ذهنیتی که الان من دارم به این فیلم نگاه میکنم، فیلم رو میدیدن. اون ذهنیت اینه که، وقتی فرد آستر تو فیلمِ موزیکالی باشه، حداقل چیزی که میدونید از دیدن فیلم نصیب‌تون میشه، سکانس‌های عالی موزیکاله. این نکته رو بعد از دیدن چند فیلم از فرد به راحتی درک میکنید و فرد از اون بازیگراییه که با استایل موزیکالش بیننده رو به پای فیلم‌هاش میکشه. درکنار تکنیک بالای رقص‌ش، از فنِ کُمدی خوبی در بازی خودش استفاده میکنه و اگه بخوایم تبحر دیالوگ‌گویی یا بازیگری اونو بسنجیم، باز هم یه سطح خیلی خوب رو میتونیم براش قائل بشیم. بهرحال این فیلم باز هم چنین چیزی رو ارائه داد، پُر از سکانس‌های موزیکال جذاب و دیدنی و وقتی که جودی گارلند و توانایی بالای خوانندگی‌ش رو به فرد اضافه کنیم، چه چیزی به جز یک موزیکال بی‌نقص جلوی روی ما قرار میگیره؟ کادر بازیگری جالب‌انگیزی برای یک موزیکال که قرار بوده با داستانی ساده به نتایج خوبی برسه.

داستان از این قراره که دان، یه رقاص خیلی ماهره که خودشو در معروف کردن نادین، رقاص معروف سهیم میدونه و یه جورایی عاشق اون رقاصه. بعد از اتفاقاتی تو شروع فیلم، دان تصمیم میگیره به خودش ثابت کنه که هنوز هم توانایی به بار نشوندن یک "هیچ کس" دیگه رو داره و میتونه هر کسی رو تبدیل به یک رقاص عالی کنه. به صورت اتفاقی و تو یک بار با هانا آشنا میشه، دختری که جز گروهی ساده و بدون هیچ تمرین و پیش‌زمینه‌ایه. تصمیم خودشو میگیره و هانا رو به عنوان "هیچ کس" خودش انتخاب میکنه و هدفش رسوندن هانایی که مشکلات زیادی با رقص داره، به شهرتی بالاتر از نادینه. هدفی که در این راه داره، علاقه‌ای که به هانا پیدا میکنه، احساسی که هانا نسبت به دان داره و دوست دان که به هانا علاقمند میشه و ... داستان فیلم رو شامل میشه. نکته‌ای که باقی میمونه و باید بهش اشاره کنم اینه که ممکنه بیننده‌هایی که فن موزیکال نیستن، داستان فیلم رو عالی پرداخت شده ندونن و نقص‌های زیادی بهش بگیرن در حالی که فن‌های موزیکال وقتی ترکیب گارلند و آستر میبینند و در کنارش داستان رو دنبال میکنن، لذت فوق‌العاده‌ای از فضای حاکم بر این فیلم موزیکال میبرند.

سکانس‌های موزیکال تنوع خوبی دارن، از سکانس‌های پراز دکور گرفته تا سکانس‌های ساده و بی‌آلایش؛ هر دو تو فیلم وجود دارن و روی هم رفته میتونم اکثر اونا رو دوست داشتنی بدونم. یکی از متفاوت ترین سکانس‌های موزیکالش به این نحوه بود که فرد جلوی صحنه، در حال رقص به حالت Slowmotion بود و بقیه پشت سر فرد به حالت عادی مشغول همراهی آستر بودن. نمیدونم تو اون سال چطور چنین سکانسی رو خلق کرده بودن ولی بهرحال ... این قطعه موزیکال تفاوت خاصی با بقیه قطعات موزیکال دیگه داشت و حس تازگی خوبی داشت. پیشرفت داستانی و اتفاقاتی که می‌افته با موزیکال شدن و وارد کردن قطعات موزیکال خیلی خوب همراه میشه و مسلما وقتی که در یک موزیکال که قطعاتش به نحو عالی اجرا شده، داستان به خوبی پیاده بشه، محیط فیلم برای بیننده لذت‌بخش میشه و به نظر من این فیلم از عهده هدفی که داشته براومده؛ سرگرم‌کنندگی عالی برای یک فیلم موزیکال.

نکات ریز حاشیه‌ای :

- جین کلی کسی بود که نقش دان براش درنظر گرفته شده بود ولی بعد از باخت تو یه بازی والیبال، عصبانی شدن و لگد پرت کردن (!) قوزک پای خودشو میشکنه و فرد آستر جای اونو میگیره.

- جودی گارلند تا قبل از این فیلم، آستر رو ملاقات نکرده بود و با اینکه ستاره معروفی بود، هنوز هم از ملاقات با فرد ترس داشت.

- کارگردانی که نفر اول برای کارگردانی فیلم بود، شوهر جودی گارلند، وینسته مینلی بود ولی بعد از مخالفت روان‌پزشکِ جودی مبنی بر کارنکردن اون دو با هم، چارلز والترز جاگیزین وینسنته میشه. والترزی که 2 سال بعد با جودی و جین فیلم Summer Stock رو میسازه. اینبار دیگه برای جین مشکل جسمی پیش نمیاد و فیلم ساخته میشه.

- این فیلم پرفروش‌ترین فیلم کمپانی MGM در سال 1948 بود.

نمونه‌هایی از سکانس‌های موزیکال فیلم :

- سکانس رقص اول آستر در اسباب‌بازی فروشی :




- فرد و جودی در یکی از سکانس‌ها :



- یکی از سکانس‌های موزیکال که خروج جالبی از سن داشت، فرد در حالی که پیانوی تزئینی رو با بدنش هُل میده، با تماشاگرا هم خداحافظی میکنه و از صحنه خارج میشن.



- قطعه موزیکالِ Slowmotion که بهش اشاره کردم :



- و سکانس دیگه‌ای از فرد و جودی :



--

Bon Iver Skinny Love - Lyrics

Bon Iver Skinny Love


Download

--

Come on skinny love, just last the year
Pour a little salt, we were never here
My, my, my, my, my, my, my, my
Staring at the sink of blood and crushed veneer

I tell my love to wreck it all
Cut out all the ropes and let me fall
My, my, my, my, my, my, my, my
Right in this moment this order's tall

And I told you to be patient
And I told you to be fine

And I told you to be balanced
And I told you to be kind
And in the morning I'll be with you
But it will be a different kind
And I'll be holding all the tickets
And you'll be owning all the fines

Come on skinny love, what happened here
Suckled on the hope in light brassiere
My, my, my, my, my, my, my, my
Sullen load is full; so slow on the split

And I told you to be patient
And I told you to be fine
And I told you to be balanced
And I told you to be kind
And now all your love is wasted
And then who the hell was I?
And I'm breaking at the britches
And at the end of all your lines

Who will love you?
Who will fight?
Who will fall far behind?
Come on skinny love
My, my, my, my, my, my, my, my
My, my, my, my, my, my, my, my

Tamayura - More Aggressive // Episode 06

Tamayura - More Aggressive // Episode 06



برگ دیگه‌ای از خاطرات ساواتاری سان و ردپاهایی که از خودش به جا گذاشته، وارد این اپیزود شد. اپیزود خیلی خوبی بود و به جمع اپیزودهایی که به یادآوری پدر فو میپردازه، اضافه شد. هارومی کاوایی، یکی از همکارهای قدیمی ساواتاری از راه رسید و بهمراه شیهومی و فو به سمت اونومیچی حرکت کردن. خاطراتی که تعریف شد و گرفتن ردِ کارهای ساواتاری، صحنه‌های دوست داشتنی به وجود آورده بود. از فصل اول تا الان هرچقدر که از کارکتر ساواتاری تعریف میشه، بیننده رو بیشتر و بیشتر به دیدنش علاقمند میکنند ولی حیف که دیگه چنین کارکتری وجود نداره. بهرحال فو چان بازم چیزایی زیادی از پدرش متوجه شد. این اپیزود از کارکترهای همیشگی فقط فو رو درش جا داده بود و بقیه فقط یک یا دو صحنه حاضر بودن و یه مقدار تمرکز از حالت باشگاهی خارج شد که تغییر فضای خوبی بود. نسبت به اپیزود‌های دیگه، منظره های بهتری تو این اپیزود وجود داشت، خصوصا با وجود دریا، کوه ریو و اون خط ریل کوره که واقعا مسیر زیبایی به نظر میرسید.

صحنه‌های جالب اپیزود :

- مجسمه مومونکو ساما در اونومیچی، جایی که محل زندگی گربه‌های زیادی بود :



- ساحل و هندونه خوردن‌ها :



- صحنه‌ای که میخواستن فری (قایق مسافربر) رو صدا بزنن :



- منظره کوه ریو :



- اون زوج مسافرخونه که از ساواتاری واسه پیشرفت مسافرخونه مشورت گرفته بودن :



- صحنه احساساتی آخر اپیزود که بین فو و هارومی شکل گرفت، عالی بود :



+


Tamayura - More Aggressive // Episode 05

Tamayura - More Aggressive // Episode 05



آشنایی کانائه با بقیه اعضای گروه همچنان ادامه داره و هربار چیز جدیدی رو با هم تجربه میکنن. اینبار نوبت به کوهنوردی‌های همیشگی سایومی رسیده بود. قضیه از جایی شروع شد که شیموکامیاما سنسی با اعلامیه مسابقات عکاسی ساکورای هیروشیما وارد شد و اونا رو به اینکار تشویق کرد. عکسی که باید با مضمون درخت‌های ساکورا گرفته میشد. اما مشکلی که وجود داشت این بود که فصل ساکورا رو به اتمام بود و دیگه شکوفه نداشتن. سایومی اونا رو برای یک سوپرایز آماده کرد و به سمت کوهنوردی و رسیدن به نقطه پر از ساکورا حرکت کردن. مسیر راه خیلی جالب بود و آرامش خیلی خوبی تو صحنه‌ها نهفته بود. بلاخره به جایی که قرار بود، رسیدن؛ درخت ساکورای 250 ساله‌ای که هنوز پر از شکوفه بود. عکسای زیادی گرفتن و کُلی اونجا سرگرم شدن. در نهایت بعد از برگشتن به مدرسه، متوجه شدن که یک هفته از مهلت آخرین ارسال عکس‌های جشنواره گذشته و شیموکامیاما سنسی اشتباه کرده بوده.

صحنه‌های جالب اپیزود :

- مومونکو ساما در حال استراحت :



- برخورد با سایومی در حین جستجو برای درخت‌های ساکورا :



- ادا درآوردن نوریه و کو :



- رژه رسیدن به درختِ ساکورا :



- دوتا شات از صحنه عالی درختِ ساکورا :



+


Love Lab - Episode 06 // Anime

Love Lab - Episode 06 // Anime



بلاخره اپیزود طلسم شکن از راه رسید. اپیزودی که تابلوی "ورود ممنوع پسران" رو از راه برداشت و به روند مشابهی که انیمه داشت به بعضی از سری‌های دیگه پیدا میکرد، خاتمه داد. وقتی از سری‌ها اسم میبرم، منظورم سری‌هایی مثل K-On و یا Yuru Yuri هستش که با یه مجموعه کارکتر تمام دختر روبرو هستیم و به ندرت کارکتر پسری بهمون معرفی میشه. (و وقتی که معرفی میشه، درحد چند ثانیه بیشتر وقت و زمان اپیزود رو نمیگیرن) کار جالبی بود و من برای دیدن این اتفاق، لحظه شماری میکردم. ورود ساتوشی، دوستِ دوران کودکی ریکو و درکنارش کارکتر پسر دیگه‌ای به نام یان که دلِ خوشی از ریکو نداره. تا قبل از اپیزود انتظار دیدن یک کارکتر پسر رو داشتم ولی خوب دوتا همیشه بهتر از یکی ــه. اما آیا اینکه این کارکترها تو انیمه نگه داشته میشن یا درحد همین یکی، دو اپیزود باقی میمونه، مهم نیست. نقشی که این دو کارکتر پسر تو این اپیزود داشتن، نقش پررنگی بود و پرداختِ داستان اصلی اپیزود به اون دو برمیگشت.

اپیزود خیلی خوبی بود، خصوصا با ورود کارکترهای پسر؛ همونطور که از عنوان اپیزود مشخص بود، اپیزود به ریکو اختصاص داشت، رابطه ای که با اون پسرا داشته، سرپوش گذاشتن بیشتر به دروغ‌هاش و همراه کردن ماکی با خودش. تو این اپیزود زیاد اثری از انو، سوزو و میزوشیما ندیدیم و انیمه بیشتر روی همون دوکارکتر اول متمرکز بود. نکته ای که من قبلا اونو مثبت میدونستم و زوج ریکو و ماکی، یه زوج عالی برای ادامه داستان هستن. روبرویی ریکو با ساتوشی خیلی خنده‌دار و جالب پیش اومد و حداقل ریکو در این بین تونست بازم میزوشیما رو ساکت کنه. میزوشیمایی که هنوز به ریکو شک داره و میدونه که ریکو، کسی نیست که بقیه فکر میکنن. فراموش‌کاری ریکو و به یاد نیاوردن ساتوشی مسئله بزرگی برای ساتوشی بود و سخت میتونست باهاش کنار بیاد. از طرف دیگه دوستِ دیگه ریکو، یان کارکتر خیلی خنده‌دار و خوبی داشت. بار دوم که ریکو به سمت دیدن ساتوشی تو حرکت بود، تصمیم گرفت ماکی رو هم با خودش ببره و البته ... بعد از اون ماکی رو در کنار یان تنها بذاره که بعدها از این کار به عنوان یکی از بزرگترین اشتباهات بشری نام برده شد و هنوز که هنوزه از این کارِ ریکو انتقاد میشه. حالا دو صحنه جذاب موازی رو میتونستیم ببینیم؛ یکی ریکو که درحال صحبت با ساتوشی بود و یکی دیگه، مکالمه ماکی و یان. بلاخره همه چیز به خیر و خوشی تموم شد. | تو ادامه نامه‌های دیگه ای از صندوق پیشنهادات برای مشاوره عشقی کشف شد و از طرف دیگه، بچه‌های روزنامه مدرسه بخاطر کینه‌ای که نسبت به میزوشیما داشتن، تصمیم به انتشار خبر تحقیقات عشقی گرفتن! باید ببینیم اعضای شورا این مشکل رو چطور حل میکنن.

صحنه‌های جالب اپیزود :

- صحنه ذوق کردن ماکی و تعجب میزوشیما از ملاقات ریکو و ساتوشی :



- رابطه بین ریکو، مادر و برادش جز های‌لایت های اپیزود بود :



- ریکو، ساتوشی و یان در کنار هم :



- عذابِ وجدان ریکو بخاطر به یاد نیاوردن ساتوشی :



- تنها گذاشتن ماکی درکنار یان :



- صحنه دلجویی از ساتوشی :



- این قسمت آخر و نحوه‌ای که مومو خودشو بین ریکو و ماکی جا داد و ازشون اطلاعات کشید، خیلی باحال بود. اصلا انتظارش رو نداشتم.