M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Love Live! Sunshine - Ep 01

Love Live! Sunshine  - Ep 01





چه رنگ و رویی! چه با طراوت، چه رویایی!
لاو لایو با اقتدار برگشت!




شروعی واقعاً خوب برای یک سری ابرهایپ شده‌ی تابستونی! این تیتر خوبی واسه روبرو شدن با اپیزود اول این انیمه ست؛ اینکه بعضی ها فکر می کردن بعد از سری موفق لاو لایو قبلی و فروش بالای 2 بیلیون اون، دیگه به انتهای راه رسیدیم و ممکنه با ساخت سری جدید و رو کردن کارکترها و داستانی از صفر شروع شده، با سر به زمین بخوریم ... طبیعی بود؟! آره، میشه گفت چنین تفکری میتونه طبیعی تلقی بشه ولی در عین حال، هستن افرادی مثل من که طرفدار دو آتیشه انیمه و سری هستن و به اثر جدید امیدوار بودیم. اپیزود اول اصلاً ناامید نکرد و من که به چیزهای زیاد و خوبی دست یافتم! مهم تر از همه چیز اینه که الان بعد از دیدن انیمه احساس لذت بخشی دارم .. میتونم تزریق شدن حس و حال شاد انیمه رو تو وجودم حس کنم و این چه چیز خوبیه!

از جاهای خوبی شروع کردیم .. می دونستیم که سناریو تکراریه .. چیکا می خواد گروه آیدولی تشکیل بده و عضو جمع کنه! و خب فرق اینه که اینجا فضا روستایی تره و حتی بعضی کارکترها لهجه هم داشتند. کارکترها رو دیدیم .. از چیکا گرفته که کارکتر اصلیه شروع کردیم؛ خودش هم اقرار می کرد که یه دختر معمولیه ولی فکر کنم هرچی جلوتر بریم از معمولی بودن خودش فاصله بگیره. لحظه دیدن اجرای Dash توسط چیکا مسلماً یه لحظه خاطرانگیز برای این سریه ... لحظه زیبایی بود و هرچند رنگ و روی کارکترش کمی منُ یاد هونوکا میندازه ولی مهم نیست .. دوسش دارم .. شور و شوق خاصی تو وجودشه! دوست همیشگیش، "یو" هم که دائم باهاش بود. از شروع انیمه تا تبلیغ گروه آیدول و بعد هم که اولین نفری شد که به گروه آیدولی ملحق شد. عضو تیم شنا بود، کارکتر خیلی بامزه ای داشت و منُ یه جورایی یاد کوتوری انداخت. اون سرک کشیدن های یو پشت در و همراهی هاش با چیکا ناخودآگاه حس نوستالژیکی واسه من داره. از بقیه کارکترهای هم چیزهای خوبی دیدیم و شاید تنها کسی که درست و خوب نقشی نداشت "ماری اوهارا" بود که صرفاً تو یه شات گذرا و یه نیمچه دیالوگ ازش چیزی دیدیم. بجز اون، هانامارو دختر موردعلاقه من شد .. با حضور کوتاه خودش دلمُ برد. اون "زورا" گفتنش از الان تکیه کلام شیرینی واسه منه .. و در عین حال شیطنت خاصی پشت نگاهشه. شیطنتی که در مقابل یوشیکو هم نشون داد. واقعاً یوشیکو دیگه کی بود؟ لاو لایو یه دختر چونیو کم داشت که اونم از راه رسید! یه دختر بامزه با کلی اداهای غیر منتظره. و یه چیز تو همین اپیزود اول تصویب شد : زوج هانامارو و یوشیکو!! در کنار هم عالی بودن ... جریان سنگ کاغذ قیچی و اینکه حتی تو مهد کودک هم با هم بودن ... همه چیزشون بهم میاد و دوست داشتنیه. ^_^


و وای که این یوشیکو چقدر میمیک باحال داشت :







حالا که صحبت از این دوتاست، باید از همراه هانامارو هم حرف بزنیم؛ روبی، که به گفته هانامارو فوق العاده خجالتیه. تو همون حضور کوچیکش هم حسابــــــــــــی سرخ شد! کارکتر بامزه ای بود .. حضورش کمی منُ یاد رین میندازه. احساس می کنم کمی کمرنگ خواهد بود ولی امیدوارم اشتباه کرده باشم و بیشتر بهش بپردازیم. کانان، دختر غواصمون بود و یه چیزایی ازش دیدیم و دلیل اینکه فعلاً مدرسه نمیاد رو فهمیدیم .. چهره خیلی زیبایی داشت .. و رابطه خوبی با چیکا داشت که معلومه راحت می تونه به تیم ملحق بشه. دیا هم که رئیس شورا بود ... مثل سری قبلی و اریو سخت گیر دربرابر مجو دادن برای گروه آیدولی ولی خب .. معلومه نه تنها کوتاه میاد بلکه خودش هم به گروه ملحق میشه! صحنه های دعواش با چیکا خیلی بامزه بود .. اینکه چطور روی میز با هم دعوا می کردن. و اما ... ریکو ... !

ریکو صحنه های پایانی رو ساخت .. با ورودش به کلاس و دانش آموز انتقالی بودنش ... صحبتی که با چیکا قبل از اون داشت. چیکا ذوق کرد که ریکو از راه رسیده و درجا اونو به گروه دعوت کرد ولی جواب رد شنید. صحنه رد شدن چیکا توسط ریکو خیلی بامزه بود .. کلی سرش خندیدم. ولی جالب بود که ریکو از مدرسه سابق لاو لایو اومده بود و حتی با میوز آشنا نبود. باید دید دیگه چجور اخلاقیاتی درون این شخصیت نهفته ست و اصلاً چرا حاضر نیست نبوغ پیانوی خودش رو به تیم آیدولی مدرسه و چیکا قرض بده. در هر صورت، کارکتر جالبی برای تیم به حساب میاد و راجع بهش کنجکاوم.







حالا روی هم رفته ...

شروع خیلی خیلی خوب بود .. ترس از خراب شدن کار کمی دلمُ گرفته بود ولی خوشحالم که اشتباه فکر می کردم. خوشبختانه فضا مناسب یک سری جدید و ایده آل میاد. باشگاه تشکیل بشه، انیمه به یک انیمه رویایی تبدیل میشه و خیلی دوست دارم اتفاقاتی که ما رو به سمت تشکیل باشگاه سوق میده رو زودتر ببینم. یه نمره خوب از طرف من واسه این اپیزود کنار گذاشته میشه و منتظر دیدن ادامه کار می مونم.

+



صحنه‌هایی از اپیزود :

- چیکا در حال ژس گرفتن به سبک هونوکا :



- اولین ملاقات چیکا با دختر موردعلاقه من، هانامارو :



- هانامارو و روبرو شدن با یوشیکو :



- دعوا با رئیس شورا سر تشکیل دادن باشگاه ، روی میز!! :



- کانون هم خیلی ناز بود :

ReLIFE - Episode 01

ReLIFE - Episode 01




صادقانه بخوام صحبت کنم، حتی ذره ای راضی نبودم ... !

نمی دونم چرا با دیدن هایپ اطراف انیمه و اشتیاق طرفداران و با وجود دیدن تریلر نه چندان خوب اثر امیدوار شده بودم! خوب نبود و اصلاً نتونست منُ راضی کنه. جو انیمه بجای بالغانه بودن، کودکانه به نظر میاد، در حدی که من بعد از دیدنش از دوستای خودم پرسیدم "چرا این انیمه تگ Kids رو کنار خودش نداره؟!" یعنی بطور جدی کنجکاو بودم که جریان چیه ... ؟! و البته کودکانه داریم تا کودکانه ... ! انیمه های برش های زیادی داریم به غلط با لقب کودکانه خونده میشن ولی در واقع برای تمام سنین مناسب هستند .. نمونه بارزش Gochuumon wa Usagi Desu ka که در عین کودکانه بودن، قابل دیدن تمام سنین دیگه هم هست و جز بهترین هاست. اما در مورد ReLIFE مسئله اینه که انیمه قصد کودکانه بودن رو نداشته ولی نتیجه چیزی جز یک حس و حال ساده و بچگانه نشده! از اون فضای کلاسی و کارکترهای بی حس و حالش گرفته تا اوپنینگ رنگارنگی که آدمُ یاد انیمه های اواخر دهه 90 تا 2000 میندازه! گرافیک و طراحی چهره ها هم همینطور .. من که نتونستم کارکترها رو ذره ای قبول کنم. شاید بتونم تنها لحظه خوب اپیزود رو جریان سیگار بدونم که اونم در سطح Eh بود.

و باز خوبه که اپیزودها بصورت یکجا ریلیز شدن .. میشه سریع 3 اپیزود دید و روی دراپ کردن یا نکردنش تصمیم گرفت. 



در مورد من که تا به الان 90% دراپ هست و 10% ادامه!




Wristcutters: A Love Story - 2006

Wristcutters: A Love Story - 2006

Just a walk with Tom Waits





داستان : مردی با زدن رگ دست خودش مرگ رو در آغوش می گیره و به دنیای دیگه ای سفر می کنه؛ دنیایی غریب بعد از زندگی فعلی، پر از نادیده ها، تازه و کهنه هایی خوب و بد در مقایسه با دنیای سابق. افراد دیگه ای که مثل خودش خودکشی کردن و پا به اون دنیا گذاشتن رو می بینه، باهاشون حرف میزنه، با دختری آشنا میشه و با هم پا به یک ماجرا و جاده ای عجیب و اسرارآمیز میذارن. جاده ای که بیننده به مقصد اون آگاه نیست.

داستان با همون خط اول حس تاریکی خاصی رو به شما میده و بایدم بده. چون می دونید؟ این فیلم می تونه یک فیلم تاریک و بسیار درگیرکننده باشه. بسته به حالتی که مخاطبش داره تاثیرگذاری اثر می تونه چندین برابر فرق بکنه. اینکه شما در یک فاز غمگینانه و دپرسانه بسر ببرید و به سراغ این فیلم برید درجه بسیاری با اون حال و هوای ریلکسی که من فیلم رو باهاش دیدم فرق داره. مضمون خودکشی به خودیِ خود اثر منفی و آشفته ای رو در ذهن بیننده میذاره و میشه گفت این فیلمی نیست که هر کسی تمایلی به دیدن اون داشته باشه و نباید هم به هر کسی توصیه بشه. در عین حال، باید گفته بشه که در طول فیلم و در جای جای صحنه ها و سکانس های مختلف پیام های اخلاقی و انسانی نسبتاً جالبی رو میشه به چشم دید و این یه نکته خوب در مورد فیلمه. و شاید با نگاه اول تصور کنید هدف از ساخت یک فیلم با تم خودکشی می تونه فراری دادن دیگران از فکر خودکشی باشه ولی باید بگم که جنبه هنری بالایی در این فضای کاری نهفته ست و یه جورایی حتی میشه تمایل به خودکشی رو از طریق دیدن این فیلم به دست آورد و میشه بیشتر از این هم در اون غرق شد ... اما جدا از این موضوع، فیلم نکات خوب و مثبتی دیگه داره که بهش ارزش دیده شدنُ میدن.

دارم از نکته خوب حرف میزنم، پس بذارید از نکته اصلی و خوبی که باعث شد به سراغ فیلم برم حرف بزنم؛ اون چیزی نبود جز حضور "تام ویتس" ، یکی از خوانندگان موردعلاقه من و کسی که همیشه متن شعرهای خاصی رو در قالب ترانه ها و آهنگ های خودش خلق کرده و بعد صدای اونُ که بشنوید می فهمید چه جادویی در پس کار نهفته ست؛ صدای زمخت و قیر کشیده ای داره و بخاطر همین صدا، حس تاریکی خاصی درون بعضی آهنگ هاشه و علاوه بر اون، شخصیت خود تام هم یه شخصیت خاص در بین تمام خواننده هایی هست که من تا بحال دیدم و حضور اون روی صحنه برای من یه لحظه هنری قابل تحسینه ... پس وقتی به اثری مثل Wristcutters و سوژه اون نگاه می کنید، می بینید اصلاً حضور تام در این فیلم یک چیز واجب بوده و باید بخاطر این انتخاب کارگردان رو تحسین کرد .. من که تحسین می کنم! حتی شروع فیلم، سکانس اولیه کار با آهنگی از تام به نام Dead and Lovely شروع میشه؛ سکانسی که منُ به یاد اجرا شدن آهنگ The End در ابتدای فیلم Apocalypse now انداخت و یه جورایی همون حس عالی رو در حین دیدن این سکانس بهم منتقل کرد. همین سکانس اولیه، جایی که کارکتر اول فیلم رگ خودشُ میزنه و ما آهنگ بسیار زیبا و تاریک تام ویتس رو به گوش میشنویم خودش مُهر تاییدی برای حضور این خواننده در این فیلم میزنه و در ادامه و با حضور پیدا کردن در فیلم هم با استایل همیشگی کارکتر خودش و نحوه دیالوگ گویی جذابش سکانس های جالبی رو به وجود میاره .. این یه فیلم عالی واسه طرفداران تام ویتسه! نکته خیلی خوبیه که من می تونم تا دو سه پاراگراف دیگه هم درباره اون صحبت کنم چون علاقه زیادی به این خواننده دارم ولی ترجیح میدم بیشتر از این برای کسایی که این شخصیت رو نمی شناسن قضیه رو پیچیده نکنم.





[تام سمت چپ تصویر]


اما در خصوص کیفیت کلی اثر، در عین اینکه من از دیدن کار لذت بردم میشه ایرادهایی گرفت و گفت که اونقدری که بیننده به دیدن یک دنیای فوق العاده جالب بعد از مرگ علاقه داره ولی گاهاً این احساس به آدم منتقل میشه که یه چیزی کمه؛ یک فضای تاریک به وجود آورده شده ولی بعضی سکانس ها زائد به نظر میرسند و میشه تصور کرد که فیلم با حذف اون سکانس ها و داشتن سکانس هایی معناگرایانه تر به نتیجه بهتری دست پیدا می کرده. ولی از طرفی (بدون چک کردن اطلاعات) تصور می کنم بودجه اثر کم بوده و دیدگاهی که کارگردان نسبت به فروش یا موفقیت این اثر داشته باعث شده که اونقدری که باید و شاید به این اثر از لحاظ مالی بها ندن. جدای از این موضوع، وقتی کارکترهایی رو به مرگ میرسونید و به دنیای دیگه میبرید سخت میشه جا پای محکمی رو برای اونا بوجود آورد؛ سخت میشه داستان رو با پرداختی جالب انگیز به پیش برد و سخت میشه یک پایان بندی بی نقص رو برای اثر نوشت .. برای بعضی ها بگیر خواهد داشت و برای بعضی ها نگیر! بازیگری بازیگرهای فرعی چشم گیر نبود ولی زننده هم نبود و در اصل، این بازیگرهای اصلی بودن که چشم منُ گرفتن و حداقل از اون لحاظ رضایت کامل رو داشتم. چهره هایی جدید و کسایی که من کمتر اونا رو دیدم، افرادی مثل پاتریک فوجیت و یا دختر داستان و بعد در کنارشون کسی مثل ویل آرنت هم حضور کوتاهی داشت که نسبتاً از کارش خوشم اومد. (علاقه به ویل آرنت برای من بیشتر از جانب دیدن سریال Flaked که اخیراً دیدم شکل گرفته.)

روی هم رفته، فیلم از فیلم هایی بود که تو حالت عادی هیچ وقت به ذهنم خطور نمی کرد که به سراغ دیدنش برم ولی بودن تام ویتس و دانلود مجموعه فیلم های این خواننده‌ی خاص باعث شد که شانسی به این فیلم بدم و چقدر از وقتی که صرف دیدن این فیلم کردم راضی هستم. جنبه تاریک داستان و اینکه تم خودکشی داشت، چیزی که کمتر دیدم برای من احساس تازگی و جنبه ای نو داشت. (آوردن کلماتی مثل "خودکشی" و "تازگی" کنار هم چه حس عجیبی داره!) میتونم خودم رو در برهه زمانی دیگه ای در حال تماشای دوباره فیلم ببینم ... خاصیت تماشای مجدد رو تو دنیای فیلم دیدم و امیدوارم روزی برسه که با دید جالب تری به سراغ دیدن این فیلم برم و ببینم ذهنیات من به نسبت بار اولی که فیلمُ دیدم چه تفاوتی کرده.



7.5/10





James Blunt - breathe

James Blunt - breathe





Take this bloody war of mine away
I'm lost for words to say
Will they greet me at dawn

Take these muddy thoughts that are my walls
I'm not ready for the call
That will greet me at dawn

I just take what someone wants
Race when I'm in front
Break what i don't need
It's nice to watch somebody breathe

Well now come sit next to me
I'm not sleeping with a bride to be
Been wasting time like it just doesn't matter very much
So I'm happy for the company

And I sat here for eternity
No wife and no family
And I thank you very much
And I'm flattered by the touch
When you say that you're in love with me
Won't you breathe for me
I am tired of my own

Race me to the horror at the end
I've lost myself again
In the mirror of my past

Let me, let me scratch at my own skin
I'm dying to get in
To the mirror of my past

I just take what someone wants
Race when I'm in front
Break what I don't need
It's nice to watch somebody breathe


Well now come sit next to me
I'm not sleeping with a bride to be
Been wasting time like it just doesn't matter very much
So I'm happy for the company


And I sat here for eternity
No wife and no family
And I'll thank you very much
And I'm flattered by the touch

When you say that you're in love with me

Won't you breathe for me
I am tired of my own

And won't you breathe for me
I am tired of my own


Well now come sit next to me
I'm not sleeping with a bride to be
Been wasting time like it just doesn't matter very much
So I'm happy for the company

And I sat here for eternity
No Wife and no family
And I'll thank you very much
And I'm flattered by the touch
When you say that you're in love with me

And I sat here for eternity
No wife and no family
Been wasting time like it just
Doesn't matter very much
So I'm happy for the company

Won't you breathe for me
I am tired of my own

And won't you breathe for me
I am tired of my own


Princess Tutu - Ep 01 - 10

Princess Tutu
Ep 01 - 10




ده اپیزود دیدم و باید بگم یک کار عالی، دوست داشتنی و خاطرانگیزه!



داستان : آهیرو (در ژاپنی به معنای اردک!) ، اردکیه که به یک انسان تبدیل میشه تا با شاهزاده ای روبرو بشه؛ شاهزاده ای که احساسات خودشُ بطور کامل از دست داده و آهیرو که با قدرت آویز جادویی خودش می تونه به "پرنسس توتو" (رقاص ماهر باله ای که با رقص خودش آشفتگی رو از دل دیگران دور می کنه.) تبدیل بشه، وظیفه برگردوندن احساسات این شاهزاده رو به عهده می گیره. اما افرادی سد راه آهیرو هستند؛ کسانی که نمی خوان بذارن میوتو (شاهزاده داستان) بتونه احساسات خودش رو به دست بیاره.

در همون نگاه اول متوجه شدم که Princess Tutu از جمله انیمه هایی هست که ظاهر کار ممکنه دیگران رو گول بزنه و به این تصور بیاندازه که ما با یک کار بچگانه طرف هستیم ولی وقتی وارد دنیای انیمه میشید، زمانی رو با داستان و کارکترهای انیمه می گذرونید، این تصور رو رد می کنید .. Princess Tutu یه کار همه جوره شیرینه و می تونه برای هر رده سنی مناسب باشه. ظاهر بچگانه ولی دارای محتوای متفاوت چیزی هست که من بارها و بارها در انیمه های مختلف بهش برخورد کردم، با دیدن کاور ترس دیدن یک اثر سطح پایین به سراغم می اومد و تو خیلی از موارد خلاف این موضوع برای من به اثبات رسیده و اینجا، از این لحاظ قبل از دیدن انیمه اطمینان کافی برای دیدن "پرنسس توتو" بدست آوردم؛ نقدهای مختلفی رو قبل از دیدن انیمه خوندم، نظرات طرفدارانُ چک کردم، از تم و حس و حال انیمه آگاه شدم و بعد به سراغ دیدن اثر رفتم. نتیجه ای که بعد از دیدن 10 اپیزود اول در ذهنم نقش بسته یک نتیجه فوق العاده رضایت بخشه و نمی تونستم بیشتر از این نسبت به انتخاب این انیمه برای دیدن احساس رضایت داشته باشم. هنوز راه نسبتاً خوبی تا پایان انیمه برام باقی مونده ولی دوست دارم کوتاه و فهرست وار از انیمه چیزهایی بگم!

دلیل دیدن : یکی از کارهای بسیار تحسین شده‌ی ساتو جونیچی (کارگردان کارهایی مانند Aria و Tamayura) ، کارگردانی که ظرافت کاری خاصی در خلق کارهای شوجو و برش داره.





+

نکات مثبت :

- حس فانتزی بی نهایت خوب (آهیرو/اردک بودن دختر اصلی داستان، حضور حیوانات در میان انسان ها، سخن گفتن و کمک به کمدی داستان توسط اونا، پلات اصلی انیمه که پر از تحریک برای خیالبافی و رویاپردازیه!)
- قابلیت تبدیل شدن به یک نوستالژی غیرقابل تکرار (خصوصاً در صورت دیدن انیمه در سن پایین) ، چقدر این مورد احساس مثبتی به من میده.
- استفاده از موسیقی کلاسیک فراوان در فضای انیمه (چایکوفسکی!!) ، بودن موسیقی به عنوان یک عنصر تکمیل کننده برای هر لحظه‌ی انیمه.
- اقتباس و بهره گیری از داستان دریاچه قو، نمایش باله ای زیبا از چایکوفسکی! و بهره گیری از بعضی داستان های خاطرانگیز دیگه در دل انیمه.
- خلق رقص های زیبای باله در قالب داستان و داشتن تمی لطیف و موزیکال در جای جای هر اپیزود. باب میل موزیکال دوستان ... باب میل من!
- شخصیت پردازی فوق العاده خوب اولیه. آهیروی اردک/انسان، میوتوی بی احساس، فاکییر منفور و مرموز، رو که رشد کارکتری درش موج میزنه، کارکترهایی که هر کدوم حرف های برای گفتن دارند.
- شخصیت پردازی باحال کارکترهای فرعی! از دوستان آهیرو و اذیت کردن های اونا گرفته تا معلم کلاس رقص باله که یک "گربه" هست و انواع و اقسام اداهای حیوونی خنده دار رو ازش می بینیم!
- گویندگی بسیار دلنشین! کار به جایی رسیده که من موندم گوینده کارکتر اصلی داستان اردکه یا انسان! یعنی در این حد شباهت صدای گوینده رو به احساس یک اردک نزدیک می بینم.
- OP , ED زیبا و درخور اثر. OP به زیبایی احساس باله و تم اصلی انیمه رو به رخ می کشه و ED با آرامشی موقتی از ما خداحافظی می کنه.

و ...




نکته منفی احتمالی :

- امکان/ترس از یکنواخت شدن ... !

وقتی با چند اپیزود همراه بشید و روتین اولیه دستتون بیاد، ممکنه فکر کنید که به سمت یکنواختی پیش خواهیم رفت و شاید برای بعضی ها این موضوع به حقیقت تبدیل بشه و اثر رو اثری با تکرار لحظات بدونند ولی برای من تا به اینجا که 10 اپیزود رو دیدم اصلاً چنین حسی نداشته. مسئله اینه که، یک سکانس با پرنسس توتو داریم که در هر اپیزود با حالتی تکراری به تصویر کشیده میشه ولی بجز اون، کل سناریوی اپیزود و جوی که بر هر اپیزود حاکمه متفاوت با اپیزود قبلی هست و حتی اون صحنه تکراری هم جهت دار و در راستای به جلو هل دادن داستان هست؛ داستان به جلو حرکت می کنه و معماهای جدیدی در ذهن بیننده جا خوش می کنند. در عین حال، به بعضی از سوالات مطرح شد هم پاسخ داده میشه که خیال بیننده رو از سردرگم موندن راحت می کنه.

و اینطور که من خبردار شدم، نیمه دوم انیمه و پایان بندی باید بسیار زیبا باشه .. مشتاق دیدن ادامه کار هستم.


اشاره ای افتخاری به نکو سنسی، معلم باله‌ی داستان که معرکه ست :