M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

Love Live! Sunshine - Ep 02

Love Live! Sunshine  - Ep 02






دستی که به پیانو نمی رسید ...



چرا که نه؟! از جذب کردن دانش آموز انتقالی شروع کنیم! به نظر میرسید با پایانی که اپیزود قبل دیدیم همین اتفاق بیافته و ریکو تو لحظه لحظه اپیزود اونقدر ناز و دوست داشتنی بود که من به راحتی انتخاب اول چیکا و باشگاه آیدولیمونُ تحسین کنم و تو حین اپیزود دائم با خودم میگفتم آخ که چه عضو خوبی داره به گروه اضافه میشه! و یه بک گراند و داستان زیبا از ضعف ریکو رو به چشم دیدیم؛ از اینکه چرا دلسرده و چرا مدت هاست دست و دلش به پیانو زدن نمیره و به چه چیزی برای به جلو گام برداشتن نیاز داره. دلیل نه گفتن ریکو مشخص شد ولی مگه چیکا دست بردار بود؟ گیر دادن های وقت و بی وقت چیکا خنده دار بود و از اون لحظات هونوکایی بامزه رو برای استخدام اعضای جدید گروه داشتیم! ریکو و تم دریایی کارکترش دلپسندی عجیبی به دنیای انیمه بخشیدن. اینکه با نگاهی دریایی به دنبا راه گشا شدن مشکلاتش بود و اینکه ما رو با خودش به اعماق دریا برد ... وای که صحنه های غواصی چقدر زیبا بودند.

من فکر می کردم این فصل قراره فقط یک انیمه غواصی ببینم! ولی انگار لاو لایو هم سورپرایزی برای من داشت و چه از اون اپیزود اول که یک کارکتر غواص داشتیم و چه اینجا که ریکو بخاطر احساس نزدیکی بیشتر پیدا کردن با دریا و رسیدن به صدای دریا و در نتیجه پیدا کردن راه خودش در دنیای نواختن پیانو شروع به غواصی کرد. چیکا و یو هم بهمراه اون غواصی کردن و شاید زیباترین لحظات این اپیزود لحظاتی بود که ریکو در دل دریا دستای خودش رو به حالت نواختن پیانو بالا آورده بود و چشمانش برق میزد. یه لحظه فوق العاده فوق العاده زیبا و مسلماً خاطرانگیز برای طرفداران کارکتر ریکو همین صحنه فرو رفتن در دل آب بود .. به راحتی می تونم این خاطره خوب رو به ذهنم بسپرم و بعدها برای یادآوری اون برگردم و باز هم از دیدنش دلشاد بشم. فقط ببینید ... چه رویایی بود ^_^ :







و ... و ... این لحظه!!






+ دیگه چه چیزهایی داشتیم ...

یو ظاهراً تو طراحی و کشیدن نقاشی کارش خوبه و واسه همین لباسهایی رو واسه گروه طراحی کرد که بعضیاشون یه مقدار عجیب و غریب بودن. که البته انتظارش می رفت و تو این بین یه لباس قشنگ دیدیم که چشم چیکا هم همونُ گرفت و به نظر میرسه اولین لباس گروه اون لباس باشه. تو ادامه، رئیس شورا همچنان ساز مخالف زد. یکی نیست بهش بگه : "ما که می دونیم تو بالاخره کوتاه میای، چرا بازی در میاری؟ " ولی خب، جالب بود که به عشقش به میوز نیمچه اعترافی کرد. "نیمچه" ، چون یهو قصد پس گرفتن حرف خودشُ داشت ولی بلندگو روشن بود و همه صداشُ شنیدن! نمی دونم به این جریان بلندگو در آینده ارجاعی داشته باشیم یا نه ولی تصور می کنم نقش روبی در راضی کردن دایا سان (رئیس شورا) پررنگه ... خواهر بودن روبی و دایا هم یکی از نکات جالبی بود که تو این اپیزود درباره کارکترها فهمیدیم .. من که اصلاً فکرشم نمی کردم!! یکی موهاش سیاهه و یکی قرمز .. کی تصورشُ می کرد؟! ولی بهرحال انگار روبی خواهر کوچولوی دایاست و باید دید چطور این دوتا رو میشه به گروه آیدولیمون بکشیم!

حرف از روبی شد .. جا داره ابر صحنه کارکترش اشاره کنم .. جایی که با حماقت تمام طعمه چیکا رو گاز زد و رفت تو دهان شیر! تو اوج نازنینی و با معصومیت کامل گول یه آب نبات رو خورد و سر از بغل چیکا چان در آورد. خیلی صحنه باحالی بود و این یکی از خصوصیاتیه که می تونیم بهش مانور داشته باشیم و تو شخصیت پردازی روبی بهش چشم داشته باشیم .. اینکه در عین نازنینی و خجالتی بودن، حسابی ساده ست و معصومیت خاصی تو باور کارکترش وجود داره.


صحنه گول زدن روبی توسط چیکا با آبنبات :














این اپیزود زیاد از کانون، هانامارو و یا بقیه چیزی ندیدیم و به نظر میرسه به روتین "هر اپیزود، جذب یک عضو برای گروه" پا گذاشتیم! اینجوری کمی طول می کشه تا گروه تشکیل بشه ولی مسلماً بعدها ارزشمند میشه؛ اینکه به کارکترها و ملحق شدنشون به باشگاه بها داده میشه و هر کدوم به بیننده شناسونده میشن! باید بگم که این اپیزود نحوه کشوندن ریکو به باشگاه حسابی دلمُ گرفت و خصوصاً لحظات آخر، جایی که مشخص شد چیکا و ریکو همسایه هستن و اونجوری به دنبال گرفتن دست همدیگه بودن ... ! پرداخت صحنه های مربوط به ریکو به نحو احسن انجام گرفت و از همه چیز کارکترش رضایت کامل داشتم. چهره کارکترش با طراحی زیبایی که داره قابلیت داشتن درام رو داشت و همین جریان دور شدن از پیانو رو لذت بخش تر می کنه! حالا باید دید اضافه شدن یک آهنگساز به خوبی ریکو چه تاثیری روی فضای انیمه و گروه آیدولی میذاره. آیا باعث میشه رئیس شورا نظرش عوض بشه؟ این یکی رو نه می دونم ولی مطمئنم اگه عضو بعدی از راه برسه، رئیس شورا کم کم نرم میشه و بعد باید ببینیم خودش چطور به گروه می پیونده!

روی هم رفته اپیزود خیلی دلچسبی بود. همه چیز داشت؛ کمدی، غواصی، درام، جذب عضو، طراحی لباس برای گروه، گول زدن روبی به شکل بچگانه و ... ! با دیدن اپیزود دوم دلم حسابی گرم شده که لاو لایو مسیر درستی رو در پیش گرفته و چقدر از اینکه به حواشی کار سر بزنم لذت میبرم. همین دو هفته اونقدر فن آرت و لحظات زیبای مربوط به این انیمه رو در جای جای اینترنت و اینستاگرام دیدم که جداً لبخند رضایت روی لبم نشسته و میدونم این سری محبوبیت لازم رو برای خودش بدست میاره ... پس پیش به سوی کامل کردن تیم آیدولی رویاییمون و اجرای آهنگ هایی گوش نواز و دل انگیز!


صحنه‌هایی از اپیزود :

- لحظات غواصی!!













- "بذار لبخند روی لبت بشینه و بتونی دوباره پیانو بزنی" :







- ترسیدن ریکو از سگ مسافرخونه، حتماً بازم بعد بهش اشاره ای میشه :






- چه بلایی سر مهمون خونه آوردن :



- ریکو میمیک ترسناک هم داره :





- دست هایی که توسط چیکا گرفته شدند :





- طراحی های یو برای لباس :



- رئیس شورای همچنان مخالف :



- اتوبوس، در کنار هانامارو و روبی :



- یکی از لحظات کمدی عالی اپیزود. جایی که چیکا شیطنت کرد.



- شات هایی زیبا از ED :





Handa-Kun - Episode 01

Handa-Kun - Episode 01





نباید با خیال دیدن باراکامون دوم به سراغ این انیمه برید.


این جمله اولیه که بعد از دیدن انیمه برای توصیه به دیگران به ذهن من رسید. انیمه قرار نیست شبیه باراکامون باشه و بجز کارکتر اصلی و چند کارکتر فرعی چیز مشترکی رو با اون انیمه نخواهد داشت. ژانرها متفاوته، فضاسازی ها و درجه ملایمت کار زمین تا آسمون با هم فرق دارند. اینجا با یک گروه کارکتر جدید روبرو هستیم و یه آدم اعصاب خرد و منزوی به نام هاندا که باید باهاش بخندید و جلو رفت! پس از اون رویای دنیای روستایی خارج بشید و با یک نگاه متفاوت به سراغ این انیمه بیاید. در این صورت می تونید از دیدن یک کمدی خوب لذت ببرید و بعد از دیدن اپیزود اول باید بگم من از حس و حال کمدی کار خوشم اومد ... خصوصاً نیمه دوم انیمه که جریان به جاهای خوب و اصلی رسید.

نیمه اول کمی تا قسمتی عجیب بود. هدف از شروع کردن انیمه با چنین نیمه ای رو نفهمیدم ولی در عین عجیب بودن کمی هم واسم جالب بود و خوشم اومد. صحبت از استودیوهای سازنده و داشتن کمدی در مورد خود ساخت انیمه آدمُ ناخودآگاه یاد گینتاما میندازه. بودن کارکتر عینکی داستان، جونیچی هم دلیل بر علت شد تا من یاد شینپاچی بیافتم .. اعصاب خوردی های جونیچی در نوع خودش جالب بود و کمدی رو بهتر کرده بود .. دیالوگای خوبی داشت. از بین بقیه پسرها هم یوکیو با اون حس و حال بی حالش کارکتر باحالی دیدم! حالا از این حرفا که بگذریم که کنجکاوم ببینم تو ادامه بازم چنین بیت خارج از انیمه ای رو خواهیم داشت یا که نه! قراره از این به بعد به هاندا تمرکز کنیم که امیدوارم اینطور باشه و به حاشیه نریم!

روی هم رفته شروع خوبی بود ... جریان نامه عشقی هم واسه شناخت کارکتر هاندا سناریوی کافی و ساده ای بود.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- این جماعت عجب انیمیشن خوش رنگی ساختن! ماشالا استعداد :



- برخورد و دیالوگ های هاندا با نامه عشقی عالی بود :





- دختر بیچاره .. به بد کسی دل بست :

Amanchu - Episode 01

Amanchu - Episode 01






شیرجه زدیم، رفتیم به درون آب و نوبت به غواصی رسید!



من هنوز به اوپنینگ انیمه نرسیده بودم که خودم رو احساساتی و پر از شور دیدم؛ اینکه چطور OP از تمام علائقی که دوست دارم تو این انیمه حرف زد واسم رویایی بود .. لحظه ای که آهنگ اوج گرفت فوق العاده زیبا بود و از نشون دادن صحنه های غواصی واقعاً لذت بردم و تو ادامه اونقدر غرق در فضای انیمه بودم که تمام 20 دقیقه برای من تو یه چشم بهم زدن تموم شد. از دیدن اپیزود راضی هستم و فکر می کنم انیمه خیلی با اون چیزی که تو ذهنم می طلبیدم همخونی داره؛ انتظاراتم از دیدن پیکاری برآورده شد ... یه دختر فوق شنگول و شادُ دیدیم و در کنارش یه دختر مهربون و احساسی به نام فوتابا (تکو) که نکته جالب واسه من این بود که تکو تو مانگای انگلیسی به نام Dotty شناخته میشد و همش منتظر بودم کلمه "داتی" رو بشنوم که حال با خوندن نظرات مختلف متوجه شدم اون انتخاب مترجم انگلیسی بوده و در اصل "تکو" لقب اصلی فوتاباست. بهرحال از این جریان اسم که بگذریم، یه زوج دخترانه رویایی رو داریم! زوجی که میشه به راحتی قبولشون کرد .. پیکاری آماده ست که دست تکو رو بگیره و به دریا بکشونه. لحظات ابتدایی و آشنا شدن با جریان غواصی آمانچو خیلی حس و حال خاطرانگیزی داره؛ اینکه چطور پیکاری با تشت زیر آب وقتشُ میگذروند منُ یاد لحظاتی می ندازه که خودمُ روی آب شناور می کنم و از بودن روی آب لذت میبرم. یعنی این خصوصیت کارکتری پیکاری برای زیرآب موندن رو به خلق و خوی خودم نزدیک می بینم که یه چیز عالی واسه منه. می تونم بهتر کارکترشُ بپذیرم.

جایی که تکو با دیدن حباب های بالا اومده از آب سنگی انداخت و پیکاری جاخالی داد شاید اولین لحظه کمدی شیرین انیمه بود. این سبک و جنس کمدی انیمه ست؛ نرم و لطیف و نه آنچنان اغراق آمیز! قرار نیست پای دیدن انیمه قهه قهه بزنید بلکه قراره لبخند بزنید ... اونم یه لبخند از ته دل و با تمام وجـــودتون! اتفاقی که واسه من افتاد و با دیدن صحنه های زیرآب پیکاری ناخودآگاه نیشم باز شده بود. و بعد به جریان معلوم شدن کار مادربزرگ و پیکاری رسیدیم؛ اینکه اونا غواصی رو به دیگران نشون میدن و همین باعث شده که پیکاری علاقمندی بیشتری به این شغل داشته باشه. جماعتی که غواصی کرده بودند تونجیرو خوردند و ... ! روی هم رفته مقدمه رو خیلی دوست داشتم .. یه حس روستایی و خودمونی خیلی قشنگ درونش بود. نیازی به پیچیده بودن نداریم .. همین نوه ای در کنار مادربزرگش و صحبت از دریا می تونه پر از زیبایی باشه! و وقتی نفر سومی از شهر به اینجا میاد و مادربزرگ در کنارش از وسعت دریا سخن میگه دیگه شگفتی اثر به چند برابر میرسه! فوتابا با رسیدنش چهره ای غمگین رو به صورت داشت ولی طولی نکشید که جادوی آدمای اطرافش اونُ احاطه کرد و غرق در کنجکاوی در مقابل پیکاری شد. وسعت دریایی که به چشم دیده بود در وجود انسان های اطراف خودش به چش می خورد؛ داشتن خصوصیاتی کاملاً متفاوت در درون شخصیت پیکاری فوتابا رو به سمت اون کشوند.



[قیافه پیکاری رو ... !! ]






شروع اثر خیلی مدرسه ای به نظر میرسه .. این ممکنه حرف خیلی ها باشه ولی از نظر من که مانگا رو خوندم یک مقدمه ساده ست. بعد از این تمرکز اساسی و خیلی خوبی روی غواصی خواهیم داشت. به هیچ وجه بخاطر مدرسه ای شدن و وقتی که درون مدرسه گذروندیم دلسرد نشید ... لحظات خیلی زیبا و پر از غواصی ای انتظار شما رو می کشند و با چیزهایی که در این اپیزود دیدیم میشه به خوب از آب در اومدن اون صحنه های غواصی حسابی امیدوار بود. رفتن به استخر مدرسه و بعد دریا و تکرار شدن این روند و آشنا شدن با انواع و اقسام ابزار غواصی علاوه بر داشتن جنبه آموزشی، لذت و سرگرمی بالایی رو برای ما فراهم می کنه و میشه همون "خوشی" که در قالب انیمه ازش حرف زده شد. دیالوگ های زیبایی که از زبان معلم کلاس شنیدیم تنها برای کارکترهای انیمه نبود .. بلکه برای من و شما هم بود.

ایرادی که از ابتدای کار به انیمه گرفته شده به تصور کشیدن چهره های چیبی به مقدار زیاده که من زیاد بودنشونُ قبول دارم .. ولی بد بودن؟! نه، به هیچ وجه ... ! یکی از بهترین خصوصیات مانگای انیمه همین چهره های کمدیک کارکترهاست و اینکه چقدر فضا رو میشه با این میمیک ها معصومانه تر از حالت معمول کرد. این امضای هنرمنده اثره و حتی در اثر بزرگ و شاهکار قبلی خودش (Aria) هم به کرات از این نوع طراحی استفاده کرده بود که در قالب انیمه هم به زیبایی به چشم می خورد. این چهره های چیبی مرزی بین بالغ به نظر رسیدن و نرسیدن کارکترها رو به رخ می کشه و حالا خصوصاً تو شروع انیمه من احساس می کنم بیشتر به جنبه معصومانه کار نیاز داشتم تا بتونیم یک رابطه صمیمی و خاطرانگیز رو بین فوتابا و پیکاری شکل بدیم. و فکر می کنم رابطه شکل گرفته ... هر دو به سمت هم متمایل هستند و حتی اگه فوتابا (که از این به بعد تکو صداش بزنیم!) ترس از روبرو شدن با دوستای جدیدُ داره، پیکاری با انرژی و جنب و جوشی که در کارکترش داره تکو رو به سمت خودش می کشونه و اونُ تو دریای وجود خودش شناور می کنه!

پس مسئله قیافه های چیبی اصلاً منُ اذیت نمی کنه. اگه با هنرمند اصلی اثر، خانم آمانو کوزوئه آشنا باشید و آریا رو دیده باشید به راحتی می تونید این جو رو قبول کنید. و اگه هنوزم از این نوع قیافه ها بدتون میاد و می خواید بدونید کهع تو ادامه چقدر باز این جور قیافه های چیبی رو خواهیم دید باید بگم که تو ادامه این چهره ها همچنان باقی خواهند ماند .. شاید کمی کمتر ولی بهرحال با رفتن به سمت جو دریا لحظات فوق العاده خوبی رو خواهیم داشت که توصیه می کنم دیدن انیمه رو از دست ندید. با سوژه خاص "غواصی" آشنا بشید .. چیزی که در هیچ انیمه دیگری به خوبی اکتشاف نشده و جای کار بسیار زیادی رو داره. یک فضای عاطفی و احساسی در زیر آب های خروشان!





گربه های انیمه!

گربه ها در آثار کوزوئه نماد مهمی هستند. از لطافت و از معصومیت حرف میزنند و به جنبه کاوایی اثر این هنرمند کمک بسیاری می کنند. وقتی که تو این اپیزود با گربه انیمه گذروندیم یکی از کاوایی ترین چیزهایی بود که در دو فصل اخیر من به چشم دیدم. اینکه چطور پیکاری سوت زنان به گربه نزدیک شد و گربه رو متوجه خودش کرد و بعد گربه روی سر پیکاری نشست و راه افتادند ... یه جادوی خیلی خاص در این صحنه ست که واقعاً باید بهش چشم دوخت و لمس کرد. من خیلی این لحظه رو دوست داشتم .. منُ به یاد خاطراتم با آریا انداخت ... آریا تایچو و بامزه بازی های گربه های انیمه آریا که حسابی خاطرانگیز هستند. اینجا هم با اولین برخوردمون با گربه داستان متوجه شدیم که جنبه کاوایی کارکترهای گربه انیمه چقدر مهم خواهد بود و چقدر میشه به رنگارنگ کردن فضا توسط اونا دلخوش شد.

اینجا در مقایسه با آریا، گربه های داستان نقش کمتری دارند. اونجا گربه هایی مثل "ما تایچو" یا "آریا تایچو" نماد ریاست هر کمپانی هستند و یک گربه شان و مقام بالایی در اون انیمه داشت! ولی خب اینجا به نظر میرسه گربه ها اسباب بازی و خوشگذرونی پیکاری و کارکترهای انیمه خواهند بود. جنبه کاوایی وجودشون همچنان پابرجا خواهد بود ولی تاثیر مستقیمی روی داستان نخواهند داشت. فقط تنها چیزی که مشتاق دیدنش هستم باقی گربه های انیمه ست. منتظرم اون گربه کوچولوی دیگه رو ببینم .. خیلی نازه .. فقط صبرکنید و ببینیدش! و روی هم رفته این نکته، حضور گربه ها درون انیمه همون امضای هنرمند اثره که من بهش اشاره کردم ... بودن این امضا باعث میشه من لذت دو چندانی از بودن در کنار کارکترهای اثر ببرم و اصلاً چیز بدی نیست.





درباره موسیقی میشه حرف های خوبی زد ... Gontiti ، گروهیه که عهده دار موسیقی متنه! من قبل از اومدن انیمه بهترین آثار این گروه رو دانلود و گوش کردم و خیلی از احساسی که در درون فضای آهنگ هاشون بود لذت بردم. حتی ویدیوهایی رو هم از این گروه در یوتیوب دنبال کردم و حسابی از اینکه جو کارهاشون ملایمه لذت بردم! در کنار دانلود بهترین آثار این گروه، اثر OVA ای به نام Yokohama kaidashi kikou رو نگاه کردم (کاری که برام ارزش خاصی داره) که موسیقی متن اون اثر باز هم به عهده Gontiti بود. هر دو حالت، هم بهترین آثار گروه و هم موسیقی متن Yokohama برای من فوق العاده دلنشین واقع شدند .. پس با خیال راحت پا به دنیای آمانچو گذاشتم و حدس بزنید چی شد؟ البته که از موسیقی لذت بردم ... از اینکه یک کارکتر موزیسین ناآشنا با سبک برش به سمت و سوی این انیمه آورده نشد بسیار راضی هستم و همه اینها رو مدیون حضور ساتو جونیچی سنسی می دونم! می دونه که چطور عوامل رو لیست کنه و چطور بهترین ها رو به پای کارهای خودش بکشونه! Gontiti ظرافت خاصی به فضای آمانچو داده و میشه با بودن ترک های این گروه به خوبی با صحنه های انیمه انس گرفت و جو نوستالژیکی پیدا کرد. امیدوارم برای صحنه های زیرآب برنامه ویژه ای چیده باشند و دست به طلا زده باشند. انتظارات خوبی از این لحظات دارم و می دونم که اونا منُ نا امید نمی کنند.

حرف از زیر آب زدم، صحنه های غواصی پیکاری ... وای، چه عالی بودند .. همون تک شات های به تصویر کشیدن پیکاری و لحظاتی که تو OP از غواصی دیدیم به من نشون داد که جلوه های گرافیکی استودیوی J.C Staff چه خوب به مذاق تصاویر غواصی انیمه خوش میاد و چقدر میشه ازشون انتظارات خوبی داشت! نکته اینه که تو ادامه لحظات دریایی خیلی زیادی رو خواهیم داشت و همین حس خوبی رو باید به همراه داشته باشه. احساس آرامش و التیامی که میشه در قالب یک انیمه برش ملایم به دست آورد در زیر آب به نهایت حد ممکن خودش میرسه! فقط کافیه صبر کنید و اون لحظات دریایی رو به چشم نظاره کنید.

از لحاظ کارکتری، تا به الان پیکاری رو بیشتر می پسندم. به چیزی که تصور می کردم نزدیک تره و خصوصاً به نسبت کارکترهای سری آریا رنگ و روی خاص و جالب انگیزی داره. در مقایسه با نقش اول انیمه آریا کمی تو چشم تر به نظر میاد و این شاید بخاطر خصوصیت شنگول بودن کارکترشه ولی بهرحال از بامزه بازی های زیر آبش گرفته تا سوت به دهان شدن و لحظات غیرچیبی کارکترش ... همه رو دوست داشتم. فوتابا هم که مکمل احساسی خیلی خوبی واسه پیکاریه! مادربزرگ نقش آنچنان پررنگی نداره ولی حضورش گه گاهی می تونه انیمه رو خوشرنگ کنه و در کنارش با دو کارکتر دیگه تیم غواصی هم که آشنا خواهیم شد. و ... معلم داستان که یکی از کارکترهای موردعلاقه من از اثره!


عکس از تیم کارکترها که در OP هم نمایش داده شد :






در نهایت ... درجه لذتی که من از انیمه بردم از اون چیزی که فکر می کردم بالاتر بود. ولی خب، برای بردن چنین لذتی آماده بودم. یک اپیزود اول عالی رو سپری کردیم و لحظات احساسی و قشنگی رو به چشم دیدیم که من به خیلی هاشون اشاره ای نکردم. دنیای آمانچو یکی از دنیاهای مانگایی موردعلاقه منه و می دونم که هرچه انیمه جلوتر بره بیشتر از قبل بهش علاقمند میشم. دوست دارم ببینم داستان اثر تا به کجا جلو برده میشه و بعد شاید دوباره برگردم به سراغ خوندن مانگای اثر! محبوبیت سری از الان برای من تضمین شده ست و حتی اونُ در حدی میبینم که بتونه وارد تاپ 10 انیمه ای تمام دوران من بشه!

امیدوارم باقی اپیزودهای انیمه روند صعودی و جذابی داشته باشند ... مشتاقانه منتظر دیدن دنیای آمانچوی عزیزم خواهم بود.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- یکی از معدود چهره های جدی پیکاری :



- منم بودم اینجوری حس می گرفتم :



- خجالت کشیدن پیکاری ... بیچاره! چقدر سر این صحنه دلم واسش سوخت!!



- یکی از شات های زیبای OP :


- شات زیبای OP ، پیکاری و تکو در کنار هم :



- ابزار و لوازم غواصی رو تو لحظاتی دیدیم! بعدها بیشتر باهاشون آشنا میشیم :



- پیکاری و تشت باحالش :



- یه لبخند فوق العاده زیبا از پیکاری :



- انس کودکانه ای که پیکاری با میزش داشت خیلی نازنین بود :



- آخه سوت سرکلاس می خوای چیکار؟!



- معلم داستان جنبه خشن هم داره!!



- این یکی از لحظات فوق محبوبم از اپیزود اول بود ... ذره بین به دست شدم :







- واو ، میمیک معلم از نزدیک چه با وقار بود :

ReLIFE - Episode 04 - 13

ReLIFE - Episode 04 - 13





وای، چه پایان زیبایی!



چه ماراتون خوبی بود ... باورم نمیشه که نزدیک بود این انیمه رو دراپ کنم .. درس عبرت خوبی بود! از الان می تونم این انیمه رو یکی از بهترین های تابستون بدونم و این تمامش مدیون شخصیت پردازی عالی اثره؛ اینکه به تک تک کارکترهایی که اطراف کایزاکی آراتا وجود داشتن پرداختیم و به هر کدوم تا حدی که میشد تمرکز داشتیم و در کنارش خود کارکتر کایزاکی هم رشد کرد و از گذشته و آینده ش حرف هایی زده شد. باورپذیری کارکترها و انسی که بیننده با کارکترها می تونه بگیره تو این سری حرف اولُ میزنه! از هیشیرو و کاریو گرفته تا اوگا و آن و ... حتی کارکترهای فرعی پسری مثل آکیرا که برای دفاع از تاما پا وسط میذاشت و کم حضور داشت .. از همه حرف زده شد و حتی اون کارکترهای فوق فرعی هم ناخودآگاه به قالب کلی داستان می خوردند و این از نظر من فوق العاده بود. اینکه روند انیمه بجای تمرکز روی جریانات آزمایش، روی جنبه عاشقانه داستان تمرکز کرد بسیار انیمه رو زیبا کرد و دو اپیزود آخر هر لحظه ش واسه من هیجان انگیز و لذت بخش بود. چه اعترافات قشنگ و باحالی داشتیم .. لحظات احساسی انیمه حسابی به دل من یکی خوش اومدند و حاضرم دوباره واسه دیدنشون پای دیدن انیمه بشینم.

تو این بین، دختر مورد علاقه من از سری، از هیشیرو به کاریو تغییر پیدا کرد که واسم جالب بود. تمرکزی که تو اپیزودهای آخر روی کاریو داشتیم حسابی دوست داشتنی بود .. چه بحث و جدلی که با تاما داشت، اشک هایی که بین این دو ریخته شد و پادرمیونی زیبای دوستانشون برای حل شدن مسئله و چه جریان اعتراف عشقی اوگا و گیر کردنشون تو موقعیت های ناخوشایند حرف زدن با هم، دست همدیگه رو گرفتن و در نهایت زوج شدنشون .. ! و چقدر تو لحظات آخر مشتاق دیدن همین اتفاق برای هیشیرو و کایزاکی بودم ولی موندم چرا کایزاکی دائم از دبیرستانی بودن هیشیرو حرف میزد و هی خودشُ منصرف می کرد؟! با زوج شدن این دو جریان می تونست زیباتر از اینها هم تموم بشه ولی گمونم چون این دو سوژه های آزمایشی هستند و حتی تو اپیزود آخر هم یک برملایی جالب برای این موضوع داشتیم براشون تو داستان دیگه ای چیده شده و مانگاکا حرف های دیگه ای در مورد این زوج برای گفتن داره. حیف که اون رو فعلاً نخواهیم دونست و به تصویر کشیده نمیشه.




نقطه اوج انیمه اون لحظه آخر اپیزود 13 ست که من به خودم اومدم و دیدم دارم دائم تکرار می کنم : "تموم نشه، تموم نشه، تموم نشــه!" ولی خب تموم شد و باز من و شما دلمون می خواد چیزایی از داستان ببینیم و خصوصاً برملا شدن جریان مورد شماره یک آزمایش شده که سورپرایز جالبی بود انتظار دارید داستان کمی جلوتر بره و چیزهای جدیدی ببینید. ولی انگار چپترهایی که تا به الان از مانگا منتشر شده هنوز به اندازه یک فصل دیگه کافی نیست و باید منتظر موند. هر چند الان فروش بلوری ها حرف اول رو میزنه و فعلاً باید دید که فروش سری به چه شکلی خواهد بود. کنجکاوم ببینم ریلیز یک مرتبه اثر تاثیری روی فروش اون در ژاپن خواهد داشت یا نه. بهرحال امیدوارم کسایی که اونور هستن، دست به جیب مبارک ببرن و این اثر زیبا رو خریداری کنند تا ما هم بتونیم امیدواری خوبی برای داشتن یک فصل دوم در آینده داشته باشیم.

نقطه ضعف؟! میشه گفت همون موسیقی ... چون شنیدم موسیقی بده، بیشتر بهش تمرکز کردم و مسئله اینه که موسیقی "بد" نبود ولی "خوب" هم نبود؛ کاملاً بگیر و نگیر داشت!! یه صحنه احساسی با موسیقی جالب میشد و یه صحنه کاملاً صحنه رو بهم میریخت! شاید بجای موسیقی بد باید گفت که گاهی ترک های درستی برای بعضی صحنه های انتخاب نشده بودند و میشد بجای ترکی، ترک دیگه ای رو بکار گرفت تا اون صحنه موردنظر دلپذیرتر از اینها از آب در بیاد. اگه قرار باشه چیزی رو از این انیمه به خاطر نیاریم احتمالاً موسیقی کاره که می تونست بهتر از اینها باشه. ولی یه چیزی که در مورد موسیقی کار خوب بود ED های انیمه بودند. تفاوتی که به ED ها داده بودند حسابی جو رو مطبوع کرده بود و میشد هر اپیزود در انتظار یه چیز خاص بود. OP رو همچنان دوست ندارم و روی حرف اولم هست .. به فضا نمی خورد. ولی روی هم رفته میشه نقطه قوت موسیقی کار رو همون آهنگ های پایانی دونست که به نحو خوبی اجرا شده بودند و حس لازم رو به من منتقل کردند.

حرف پایانی : راضی بودم ... خیـــلی!


صحنه‌هایی از چند اپیزود آخر :

- لحظه آشتی کردن کاریو و تاما :





- وقتی می دونید یه انیمه خوبه که تنها با یک شات از ED به روی احساسات شما پتک می کوبه!



- و رابطه این دوتا ... آخ آخ :




- چند شات عالی از کاریو :





ReLIFE - Episode 02 & 03

ReLIFE - Episode 02 & 03 


کم پیش میاد 10% به 90% غلبه کنه و کم پیش میاد چنین درجه لذت پایینی که از اپیزود اول بردم تو اپیزودهای بعد یهو برگرده ولی .. تو این مورد شد؛ اپیزود دوم و سوم نظر من رو بلکل در مورد انیمه عوض کرد و همین اون خوبیِ قانون "سه اپیزودی" رو مشخص می کنه! خوشبختانه ریلیز شدن انیمه بصورت یکجا تو این مورد به نفع من و انیمه تموم شد و حالا که دارم بهتر به دنیای اثر نگاه می کنم، ازش راضی هستم .. ادامه مسیر واسم جالب بوده. شاید بیشتر این موضوع بخاطر جنبه کمدی پیش اومده بین رابطه کاریو و هیشیرو بوده باشه و نه موضوع اصلی! ولی بهرحال خوب شده ... احساس می کنم تم، روند پیشروی و حس و حال جاریِ خوبی بر انیمه حاکم شده و ماراتون زدن این اثر کمی منُ یاد ماراتون زدن کارهای نتفلیکس میندازه که میشه ریلکس نشست و از دیدن اپیزودهای پشت سر هم اون سریال ها لذت برد.

بهرحال .. خواستم نظر منفی خودم رو اصلاح کنم .. و بگم که نظرم برگشته!
حالا منتظر دیدن ادامه ماجرا هستم و می خوام ببینم با این فضای حالا خوب چه ماجراهایی رو خواهیم دید.

+


دو صحنه مورد علاقه ـم از اپیزود دوم و سوم ...

- سیگاری که کنار گذاشته شد :



- و لبخند های کاملاً طبیعی هیشیرو :



Fukigen na Mononokean - Ep 01

Fukigen na Mononokean - Ep 01


اپیزود بدی نبود و یکی دو جا تونست منُ بخندونه .. سناریوی اولیه به دلم خوش اومده بود و اون یوکایی که به آشیا چسبیده بود یه یوکای بامزه بود. ولی در طول دیدن انیمه دائم یه فکر باهام همراه بود. "خوبه، بد نیست ولی ناتسومه نیست!" و قبل از اینکه بهم ایرادی گرفته بشه که چرا اینکارو با اون اثر شاهکار مقایسه می کنم باید بگم که خبر از راه رسیدن ناتسومه واسه من مساوی شد با لحظه شماری کردن برای دیدن یک فضای فانتزی زیبا و این انیمه هم چهره اولیه فانتزی بدی نداشت و به همین خاطر کمی این دو رو به هم نزدیک میدیدم. Fukigen na Mononokean تونست تا حدودی از لحاظ فانتزی موفق عمل کنه و به عنوان اپیزود اول سرگرم کننده باشه. تنها ترس من از ادامه انیمه ست؛ اینکه چقدر می تونیم به داشتن یوکاهای جالب انگیز امیدوار باشیم و چقدر سناریوی کار کشیدن از آشیا برای ادای قرض می تونه کش پیدا کنه.

بهرحال اونقدر اپیزود اول رو خوب دیدم که بهش فرصت 3 اپیزودی بدم. امیدوارم همچنان سرگرم کننده بمونه ... !


+

- خودمُ جای اون اطرافیان آشیا میذارم .. دیدن این صحنه خیلی باحاله :



- صحنه خداحافظی خوبی بود :



Amaama to Inazuma - Ep 01

 Amaama to Inazuma - Ep 01





انیمه رو دیدم و به جوابی که می خواستم رسیدم!
آره، خیــــــلی خوشمزه بــود.





به این میگن یه شروع شیریــن! چه خوب، چه زیبا و چه دوست داشتنی بود .. سوموگی نازنین ترین موجود فصل خواهد بود. میگم "موجود" چون درجه کاوایی بودن کارکتر فوق العاده بالا بود و آدمُ مثل لحظه ای که خودش به صفحه تلویزیون چسبیده بود و به غذاها زل زده بود، به صفحه مونیتور می چسبونه .. دلت می خواد به داخل مونیتور شیرجه بزنی و اونُ بغل کنی! اینکه چطور "بابایی" رو صدا میزد، اینکه چقدر سادگی یه بچه رو به رخ می کشید، موقع مسواک زدن، لباس پوشیدن، ماشین سواری، غذا خوردن و ... لذیذ و معصومانه بودن سوموگی حسابی دلچسبه و نکته جالب پدر داستانه که در اوج سادگی باورپذیر به چشم میاد و میشه اونُ به چشم یک پدر مهربون پذیرفت و باهاش تو غم غدای خوب نرسیدن به سوموگی همراه شد. پدر دلسوزی که من موندم چطور اینهمه مدت تونسته غذای آماده به چنین دختر نازنینی بده و اینهمه فرصت مناسبُ برای بردن سوموگی به یک رستوران از دست داده! اما بهرحال بالاخره یه رستوران خوب پیدا کردیم و سوموگی رو با خودمون به ملاقات و به سمت چشیدن غذاهای خوشمزه بردیم!

و اون چهره ای که سوموگی در حین غذا خوردن به خودش گرفت ثابت کرده، آره، ارزشش رو داشت!!

از سوموگی که بگذریم (هرچند سخته! ) ، در مورد کوتوری هم کمی باید حرف بزنیم .. دختر جالب و البته عجیبی بود؛ اون لحظه جمع شدن اشک تو چشماش واسه من تابلو و لو رفته بود و می دونستم که از سر غذا خوردن اشکش در اومده ولی بازم چهره پف کرده ش و لپُ های پر از غذاش و اشکایی که روی چشاش می دیدیم صحنه خنده داری بود .. نمیشد بهش لبخند نزد! آدم با خودش فکر می کنه اگه این کوتوری یه دست از غذای "یوکیهیرا سوما" رو بخوره به چه حال و روزی می افته؟! گمونم هیچ وقت نفهمیم ... ! اما بهرحال یه کارکتر مکمل خوب پیدا کردیم؛ کوتوری دختر خاصی به نظر میرسه و باید دید تبحرش تو هنر آشپزی در چه حده ... فعلاً که از پس پخت برنج بر اومد و با اطلاعاتی که از جریان ساکه به ما داد معلوم شد که یه چیزایی حالیشه و میشه به دستپختش اعتماد کرد. فقط باید دعا کرد که غذای بدی رو به خورد سوموگی نده ... که فکر کنم سوموگی با دل کودکانه ای که داره، هر غذای خونگی ای که بهش برسه همچنان از خوردنش لذت میبره و به هیچ وجه سختگیر و مشکل پسند نیست!

پس روی هم رفته کارکتر کوتوری رو برای پیش بردن داستان مناسب می بینم.

و اینکه، نمی دونم به چنبه دراماتیک کار و خاطرات مادر سوموگی چقدر تلنگر زده خواهد شد ولی برای شروع همین یکی دو صحنه فلش بکی که از مادر سوموگی دیدیم و اشکی که گوشه چشم پدر مینشست، ناخودآگاه منُ احساساتی کرد و اون برای انیمه یه چیز درخور توجه می بینم، نکته مثبتیه. امیدوارم باز هم جای برگشتن به عقب و یاد کردن از خاطره مادر سوموگی داشته باشیم. سخت می بینم انیمه به یک روند یکنواخت رو بیاره و وجود یه کارکتر کوچولو مثل سوموگی این یکنواختی رو می تونه از بین ببره .. باید منتظر موند و شیرین کاری های اونُ به چشم دید.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- سری که از لباس بیرون نمی اومد :



- کوتوری و چشمای پر از اشک :



- بیچاره سوموگی، قیافه ش وقتی فهمید غذا ایـــنقدر خوشمزه بوده و کوتوری همه رو تنها خورده دیدنی بود :







- خوک سواری سوموگی تو OP خیلی بامزه بود :



- مسواک زدن :



- آخ آخ ، چهره غمگینشُ :



- چسبیدن به تلویزیون :

Days - Episode 01

Days - Episode 01





بهترین شروع ممکن نبود و از MAPPA انتظار بیشتری داشتم (داشتیم!) ولی ... خب! فراموش نکنیم که با یک انیمه ورزشی طرف هستیم و برای جون گرفتن اثر به مقداری زمان نیازه. تا کارکترها از جا بلند بشن و رنگ و رویی پیدا کنند مدتی رو باید منتظر بمونیم. در اینکه کارکتر سوکوشی کلیشه ای به نظر میرسه شکی نیست و منم (حالا بخاطر قیافه یا تلاشش) به یاد ماروئو از Baby Steps افتادم. این چیز بدی نیست ... اگه Baby Steps رو دیده باشید می دونید که ماروئو هم اوائل انیمه حس و حالی تکراری داشت و گرافیک ضعیف انیمه هم باعث میشد مخاطب دلسردتر بشه ولی روند رفتاری کارکتر باعث شد که رفته رفته اونُ به عنوان یک نابغه در تلاش کردن بپذیریم و بفهمیم چرا می تونه اینقدر خوب بشه و چرا اینقدر سعی و تمریناتش باورپذیره! یه کارکتر خوش پرداخت بود و بدی یک انیمه ورزشی اینه که نشون دادن جنبه علاقه کارکتر اصلی به ورزش موردنظر اولین نقطه شروع برای اون اثره و همین اونُ به حس تکرار نزدیک می کنه. حالا تو این مورد و Days هم، سوکوشی همین حسُ داره و هر چند هدفی ازش ندیدیم ولی شاید بعدها با تفکرات و اینکه چرا می خواد بیشتر با فوتبال همراه بشه آشنا بشیم.

پس فعلاً بذاریم نسیمی که داره میوزه ما رو با خودش به سمت اپیزودهای بعد ببره.

خوبی کار این بود که اگه ورزشی دوست باشید، فوتبال راحت دلتونُ می گیره! من با اینکه یه جاهایی از کار، فرضاً صحنه های تمرین دو رو ساده دیدم ولی واسم فوتبالی بود و چشمم به صحنه می موند. حالا باز باید در انتظار پیشرفت سوکوشی موند .. اگه کمی ابهت پیدا کنه و فوتبالشُ خوب کنه میشه راحت تر انیمه رو پذیرفت و از دیدن لحظه هاش لذت برد. و در مورد کارکترهای دیگه انیمه، جین خوب بود ولی اونم کمی به قالب شخصیتی نیاز داره ... که فاز کارکتریش مشخص بشه و دختره هم ... هممم ، هنوز نمی دونم چه حسی نسبت بهش دارم .. کمی بانمک بود. نقشش تو داستان برام گنگه و می خوام بفهمم چه لمسی روی داستان و ادامه انیمه داره.

بهرحال برای اپیزود اول چیز بدی نبود .. فرصت 3 اپیزودی رو میشه بهش داد.

پ ن : آنچنان حسی نزدیک به هایکیو به من دست نداد.




صحنه‌هایی از اپیزود :

- گمونم اولین و آخرین فن سرویس کار رو اینجا دیدیم :



- اسلوموشن همیشه تو ورزشی جواب میده :



- چند ثانیه روی این صحنه بودیم؟ کمی داشت کش پیدا می کرد؟