M | F | S

My Favorite Stuff

M | F | S

My Favorite Stuff

ImoCho - Episode 02

ImoCho - Episode 02

قسمت دوم هم خوب بود. هیوری برای اینکه میتسوکی رو مجبور به همکاری با خودش کنه، به سمت دروازه بهشت برد و بهش نشون داد که چطور پله های رسیدن به دروازه ساخته میشن. کارهای منحرفانه ای که هیوری در قالب بدن میتسوکی باید انجام بده تا اون ظرف پر بشه و هر بار که ظرف پر میشه، یه پله درست میشه. (و اگه کاری در مقابل یویا انجام ندن، ظرف کم کم خالی میشه و اگه از یه مقداری خاصی کمتر بشه، باعث مرگ میتسوکی میشه!) نکته جالب یا عجیب این موضوع اینه که اون میخواد با انجام کارهای منحرفانه به "بهشت" برسه! منحرفانه = بهشت ... سازگاری نداره ولی فقط محظ ادامه دادن داستان میشه بهش گیر نداد! واقعا نمیشه از اتفاقی که تو اتاق پرستار افتاد، حرفی زد! زیادی WTF بود و بازم یکی از اون صحنه‌هایی بود که میتسوکی بعد از کُلی تحمل بالا و انتظار به اون شکل در اومد .. یه موقعیت خیلی خجالت آور و ناجور در مقابل یویا. البته طولی نکشید که برعکس همین موقعیت واسه یویا اتفاق افتاد و اینبار اون روبروی میتسوکی خجالت زده قرار گرفت (هرچند اینبار هم این میتسوکی بود که خجالت زده به نظر میرسید!) در نهایت هم اون صحنه حموم آخر اپیزود که کاملا هر دو نفر بخاطر هیوری و حرکت ناگهانی‌ش یه شرایط ناجور گیر کردن. فکر نکنم این اتفاق تو قسمت بعد ادامه پیدا کنه ولی خُب، پایان بندی خوبی واسه اینهمه حرکات منحرفانه بود!

صحنه‌هایی از اپیزود :

- میتسوکی و هیوری در حال چک کردن پله‌ها و دروازه :



- میتوسکی به امید "خواب بودن اتفاقات" بیدار شد ولی ظاهرا اینجور نبود :



- رفتن به اتاق پرستار با یویا :



- اشک میتسوکی بعد از قرار گرفتن تو اون موقعیت خجالت آور :

Gin no Saji 2nd Season - Episode 01

Gin no Saji 2nd Season - Episode 01

"میگن اگه یه نعل اسب پیدا کنی، واست خوش شانسی میاره"



میشه از همون استارت با سر و صدای مرغ‌ها و گاوهای اپیزود هم حس کرد که ... آره Gin no Saji برگشته! بدون کوچکترین معطلی وارد فضای انیمه و با هاچیکن شدیم! خیلی این نکته رو در مورد شروع دوست داشتم. اوپنینگ انیمه بازم مثل سری اول حس روستایی و حیوونی خودشو حفظ کرده و واقعا متناسب با فضای انیمه انتخاب و ساخته شده. میکاگه چه راحت راجع به سیــ نه بند با هاچیکن حرف میزد .. انگار نه انگار .. هاچیکن هم که کاملا به خودش کنترل داره و اصلا نمیذاره طرف مقابلش بفهمه که مکالمه براش ناجور شده .. خنده دار تر بعد از این ماجرا بود که فهمیدیم سیــ نه بند برای گاو بوده و نه برای میکاگه! بهرحال اینم یکی از موارد آموزشی دیگه Gin no Saji ـه؛ اینکه برای حیوونی مثل گاو هم چنین وسیله ای همنام با استفاده انسانی شه. تو ادامه هاچیکن رو معاون باشگاه سواری کردن .. بعد از اون، دیدن اشک های میکاگه نه تنها هاچیکن بلکه من رو هم درگیر خودش کرد .. خیلی کنجکاو بودم که دلیل این اشک ها رو بدونم. هاچیکن هم مثل من به دنبال پیدا کردن دلیل این ناراحتی میکاگه بود و منم اونو به سمت جلو تشویق میکردم! هاچیکن فکر میکرد که کومابا با میکاگه رابطه داره و دلیل ناراحتی میکاگه به اتفاقی بی اون و کومابا برمیگرده .. کلا تو این بین درگیری ذهنی هاچیکن خیلی زیاد شد و با اون استایل طنز جالب به علاقه داشتن یا نداشتن به میکاگه فکر میکرد (اونم در حالی که یه گاو دستاشو میخورد! )

حواس پرتی میکاگه باعث شد اسبا بیرون بیان و بیشتر از قبل نشون بده که اتفاقی افتاده و جریانی پیش اومده. هاچیکن بلاخره تصمیم نهایی و پر اراده خودشو واسه صحبت با میکاگه گرفت ولی به طرز فجیع خنده داری رد شد "به تو ربطی نداره!" خیلی باحال بود .. خصوصا وقتی که با اون موسیقی به سمت اتفاق افتادن ای صحنه رفتیم و اون موسیقی "انرژی بخش" باعث چندین برابر خنده دار تر شدن صحنه شد. آخرش هم نفهمیدیم که میکاگه چرا ناراحت بود و احتمالا این موضوع تو اپیزود بعد ادامه پیدا کنه و بلاخره متوجه بشیم. جریان اون نعل هم دیدنی بود و بودن نعل تو ED انیمه هم در نوع خودش جالب بود. یه شروع عالی برای فصل دوم بود .. من که حسابی از دیدن ش راضی بود و حس خوب فصل اولش بازم به سراغم اومد.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- اشک‌های میکاگه به اون حالت معصومانه :



- هاچیکن غرق در افکار :



- "به تو ربطی نداره، هاچیکن!" .. این استایل خرد شدن هاچیکن فوق العاده بود.

Diamond no Ace - Episode 14

Diamond no Ace - Episode 14

کمپ تمرینی شروع شد ولی با حالت کند و با تلف شدن مقداری وقت. بهرحال باید ناراحتی ایجون از انتخاب خودشو تو دسته اول میدیدیم و اون صحنه‌ها رو ادامه میدادیم .. تا جایی که بلاخره اتفاقی باعث بشه ایجون به حالت همیشگی‌ش برگرده. این اتفاق با حرف‌های کریس تو اون شب بارونی پیش اومد .. جایی که ایجون دوباره غرق در اشک ریختن شد و بازم کریس بهش گفت که داره زیاده روی میکنه و تمرین به معنای بیخودی سخت کار کردن نیست! "باید یاد بگیری استراحت کنی" ایجون حرف شنوی خوبی از کریس پیدا کرده و حتی احترامی که بهش میذاره، در سطح بالاتری نسبت به میوکی ـه! میوکی و کوروموچی حرف‌های جالبی در کنار کریس در مورد زیاده روی ایجون تو تمرین زدن. از طرف دیگه فورویا هم تو این حواشی زیاد به چشم اومد. به نظر میرسه تمرین دادن ایجون و فورویا و در کنارشون هارویچی تمرکز اصلی داستان ـه. کمپ تمرینی به شکل خیلی سختی داره برگزار میشه .. تعداد دورهایی که مربی به بازیکن‌ها میداد، جالب بود و ایجون با حرف‌هایی مثل اینکه "من هر روز اینکارو با تایر انجام میدم" شروع کرد و بعدش کار به جایی رسید که داشت غذاشو بالا می آورد! بهرحال اپیزود خوبی بود. منتظر عوض شدن OP بودم ولی با عوض شدن تنها ED روبرو شدم. خوب بود ولی به نسبت ED قبلی کمی ضعیف‌تره.

من فکر میکردم کمپ تمرینی قراره بیرون از مدرسه برگزار بشه! مثلا ساحلی یا کوهی (چه خوش خیال بودم! دیدن ایجون و فورویا لب ساحل؟ قرار نیست اتفاق بیافته! ..) کمپ تمرینی قراره ادامه پیدا کنه. تو همین نیمه دومی که درگیر کمپ بودن، خستگی از سر و روی این سه نفر جاری بود و مشخصه که دیگه تحمل تمرین بیشتری رو ندارن. تانبا هم در حال تمرین روی یه شکل پرتاب خیلی خاص ـه که احتمالا تو مسابقات با اون پرتاب روبرو میشیم. ببینیم میتونه روی حرفش بمونه یا نه. "شماره ایس م رو به هیچ کس نمیدم" .. به نظر نمیرسه فعلا حداقل ایجون حریف سختی براش باشه ولی فورویا باریکه های امیدی داره. هرچند همه اونا میتونن بازی کنن و کمپ تمرینی خیلی سرنوشت سازه. دیدن صحنه‌های کمدی کلاسی بین معلم و هارونو که از رفتار ایجون تو کلاس تعجب کرده بودن، هم جالبی خاصی داشت و مثل همیشه صحنه‌های کمدی انیمه سطح خوبی دارن. امیدوارم تو ادامه کمپ تمرینی جالب تر بشه و البته زودتر به زمین مسابقات اصلی برسیم.

صحنه‌هایی از اپیزود :

- صحنه‌ای ایجون فکر میکرد میوکی و بقیه میخوان بخاطر اومدن تو دسته اول اونو کتک بزنن :



- نگاه ایجون و فورویا بعد از حرف‌های کریس در مورد مهم بودن نقش پیچر :



- "ساوامورا، که نمیخوای عاقبتت مثل من بشه؟" چه نگاهی!



- خستگی تمرینات کمپ :



- اندینگ جدید انیمه :

ReWatching - Yuru Yuri - 01

Yes, i'm actually doing this .. hehe
Episode 01


چرا که نه؟! دوباره سراغ یکی از کارهای محبوبم اومد و میخوام از اول اونو ببینم. در عین اینکه ظاهر کودکانه ای داره، یه انیمه بی نهایت دوست داشتنی ـه و خیلی تو ذهنم موندگار شد. حالا فرصت خوبی ـه که دوباره به سراغش برم. قسمت اول خیلی ساده شروع میشه. وارد راهنمایی شدن آکاری و بقیه .. حالا قراره با هم باشن و باشگاه سرگرمی رو راه بندازن! باشگاهی که تو اتاق باشگاه چاییِ منحل شده جمع میشه .. اونم مخفیانه. یویی، توشینو کیوکو و آکاری .. کمی بعدتر چیناتسو هم بلاخره بهشون اضافه میشه و جمع 4 نفره شون تکمیل میشه. نکته جالبی که قبلا بهش توجه نکردم بودم، دیدن هیماواری و ساکوراکو تو همین اپیزود اوله که از خاطرم رفته بود؛ حتی از همین شروع هم بهم میپرن و همدیگه رو اذیت میکنن. دیدن اینکه همه اعضای باشگاه سرگرمی به راحتی متوجه حضور کم آکاری تو انیمه هستن، عالی ـه. یه صحنه طنز ادامه داره جالب در طول کُل سری.


یه صحنه تو اپیزود هست که یویی از بقیه میپرسه، "کس خاصی رو دوست دارید؟" همه جواب‌هایی میدن که کاملا به شخصیت شون میخوره و حسابی بامزه ست. آکاری سریعا داد میزنه و میگه کیوکو و یویی رو دوست داره. قیافه یویی در مقابل این جواب دیدنی ـه! کیوکو هم سریع میگه "خودمو دوست دارم" که البته به قول یویی "اصلا سوپرایز نیست" و همه اونو میدونن :دی .. یویی هم درون خجالت فرو میره و حرفی نمیزنه. بعد از فهمیدن اینکه آکاری به عنوان کارکتر اصلی حضور کمی تو انیمه داره، تصمیم میگیرن حضورش رو با روش های خاصی بیشتر کنن! در عین اینکه کیوکو یه کارکتر طنز فوق العاده ست و بار طنز انیمه رو به دوش میکشه، به هیچ وجه نمیشه از نقش پررنگ آکاریـــن گذاشت؛ دوبلور شاهکاری داره، عاشق صحنه های قاطی کردن آکاری هستن .. دوبلور به طرز عجیبی تو ذهن من رشد داشت و خیلی خیلی دوبلور آکاری رو دوست دارم. آخر اپیزود با ورود ناگهانی آیانو و چیتوسه از راه میرسن و حرف های آکارین رو قطع میکنن که دوباره "حضور" ـش رو نابود میکنن. این خراب کردن حضور آکارین خیلی بامزه ست و بارها تو طول انیمه تکرار میشه.


نمیخوام هر پست به صورت طولانی به فضای انیمه بپردازم و همینجور گذرا نظرمو راجع به بعضی از قسمت ها میگم. اینم یه نمونه از اون پست هاست و فکر کنم چیزایی که دوست داشتم رو همه کاور دادم. بهرحال قسمت اول اونقدرا معرف عالی برای انیمه نیست ولی میشه پتانسیل خیلی خوبش رو دید و از دیدنش لذت برد. حالا که برای بار دوم یا سوم؟ دیدمش، بازم برام لذت فوق العاده ای داشت و به زودی سراغ بقیه قسمت ها هم میرم.


صحنه‌هایی از اپیزود :






























Golden Time - Episode 13

Golden Time Episode 13

با رو شدن OP , ED جدید، نیمچه امیدواری که به دختر اول بودن لیندا داشتم هم از بین رفت .. تنها مشکل اصلی Golden Time به نظر من همین "معلوم بودن دختر اول انیمه" هستش که جای هیچ شکی رو باقی نمیذاره. با اینکه مدت زیادی رو به اکتشاف رابطه بین بانری و لیندا میپردازیم و حتی خیلی جاها باهاشون همدردی میکنیم و اونا رو به سمت جلو تشویق میکنیم ولی نمیتونیم از عنصری که پررنگه و از بهم پیوستن لیندا و بانری جلوگیری میکنه چشم بپوشیم! اونم چیزی نیست بجز کوکو و وجودش در مرکز انیمه؛ جایی که به هیچ وجه جایی برای لیندا باقی نمیمونه. بهرحال این اپیزود هم مثل اپیزودهای قبل خوب بود و صحنه‌های جالبی داشت. صحنه رقص عجیب‌شون حالت کمدی باحالی داشت و به حالت بامزه ای به فضا داده بود. فلش بک اول اپیزود بین لیندا و بانری باز هم مثل بقیه فلش‌بک ها حسابی دیدنی بود و اینجا میشد علاقه لیندا به بانری رو به راحتی دید. روح بانری یا همون گذشته‌ش هم زیاد با رفتار فعلی بانری رابطه خوبی نداره و اونو نفرین میکرد. بانری چه مُشت خوشمزه ای از NANA خورد .. در آ که باز شد، درجا به خودم گفتم الان NANA پشت در آه! هاها .. صحنه‌های آشپزی کوکو و صحبت پایانی‌شون هم بد نبود و بعدش اون رد کردن بوسه کوکو توسط بانری غیرمنتظره و عجیب بود. حرفهای آخر روح بانری خیلی توی ذهن میموند .. واقعا منظورش از اینکه "تو رو بدبخت تر میکنم" چی بود؟

پیش نمایش قسمت بعد کمی حالت فن‌سرویس دار داشت ..

صحنه‌هایی از اپیزود :

- اشک‌های لیندا در فلش بک :



- رقص عجیب :



- مُشت NANA :



- حرف‌های روح بانری :

Kill La Kill - Episode 13

Kill La Kill Episode 13

اگه طی چندهفته گذشته مثل من OST کار رو دانلود کرده باشید و حداقل چندباری بهش گوش داده باشید، مسلما با ترک Blumenkranz آشنایی دارید؛ ترکی که با ورود مادرساتسوکی به صفحه شروع به پلی شدن میکنه .. احتمالا بهترین ترک از نظر من تو بین OST باشه. صحنه روبرویی مادر و دختر به شکل عالی به تصویر کشیده شد و به نظر من یکی از دو نقطه اوج اپیزود بود. (صحنه بعد، صحنه پایانی) از صحنه‌ای شروع شد که اون مردها شعار "لباس گناهه" رو سر میدادن و بعد از اون روبرویی ساتسوکی و مادرش. قبلا از اون هم چیزای جالبی از ماکو چان و ریوکو دیدیم .. ریوکویی که از قدرت خودش میترسید و حالا به این وضع دپرس فرو رفته بود. شنیدن حرف‌های اون با سنکتسو مثل همیشه جالب بود. روی هم رفته به نظر من به نسبت اپیزودهای قبل روند آروم تری رو دنبال کردیم و بیشتر به صحنه‌های پیش رومون پرداخته شده بود ولی بازم استایل همیشگی حفظ شده بود .. موسیقی کمک زیادی به حفظ استایل کرده بود و البته .. نیمه دوم کاملا جبران شد و اتفاق‌های سوپرایز کننده و جذابی رو به چشم دیدیم.

تو این بین دیدن ناگیتا هم به عنوان کسی که میخواست ریوکو رو تشویق به ادامه مبارزه کنه هم جالب بود و البته بهترین همراه ممکن رو برای خودش انتخاب کرده بود .. یعنی ماکو چان! صحنه‌های درگیری‌ش با کمیته انظباتی خیلی بامزه بود. بلاخره وقت‌ش شد و شنیدن عبارت Dont lose your way بیان‌گر ورود دوباره ریوکو بود؛ حالا دیگه به کمک ناگیتا اومده بود و حاضر شد که به میدان مبارزه برگرده. اگه فکر میکنید که قضیه به همین سادگی تموم میشه، اشتباه میکنید .. ناگیتا اصلا اون چیزی که به نظر میرسید نبود، همین سوپرایز عالی اپیزود بود و حالا بلاخره با روی واقعی اون آشنا شدیم! هاریــــــــمه نوئی! باز هم هاریمه نوئی بود که پُشت ماسک ناگیتا قایم شده بود. سنکتسو تیکه تیکه شد و از بین رفت! ریوکو سنکتسو رو از دست داد؟! واو .. چه تغییر بزرگی تو داستان. دیدن اینکه ساتسوکی چطور کلمه "رقت انگیز" رو جلوی ریوکوی بیهوش به زبون میاره، فوق العاده بود. صحنه ریز ولی واقعا جذاب .. فقط کافیه برگردید و دوباره اون صحنه رو چک کنید .. بیشتر از اون چیزی که پیداست، سنگین ـه. حالا مسیر مبهمی پیش روی ریوکوست؛ واقعا میخواد چیکار کنه؟ باید منتظر یه اپیزود عالی دیگه بمونیم!

صحنه‌های از اپیزود :

- ماکو چان در حال بازیگوشی!



- ریوکوی دپرس :



- ساتسوکی در کنار کریوئین راگیو، مادرش :



- لبخندهای کثیف آخر هاریمه نوئی در جلد ناگیتا :

Samurai Flamenco - Episode 12

Samurai Flamenco - Episode 12

بعد از استراحت چندهفته‌ای، مثل بقیه انیمه‌های ادامه پیدا کرده از پاییز، تو این انیمه هم با OP و ED جدید روبرو شدیم. بهرحال فضای تصویری اوپنینگ و اندینگ جدید هم به محیط جدید انیمه میخورد. خیلی سریع دوباره به سراغ یه موجود دیگه واسه مبارزه رفتیم! این دفعه فلامن‌ها یه موجود آتیشی برخورد کرده بودن و با اون میجنگیدن که نهایتا با ربات اونو شکست دادن. بقیه هنوز کازاما رو درست و حسابی به عنوان رهبر قبول نکرده بودن و بعد از شکست دادن دشمن، ماسایوشی در حال سعی کردن برای جلب کردن توجه بقیه به خودش بود. نکته جالب حاشیه‌ای اینه که، حالا دیگه شرایط پذیرش دنیا در مورد فلامنکو و امثال اون جوریه که ماسایوشی رو به برنامه تلویزیونی دعوت میکنن و باهاش مصاحبه میکنن! کلا اگه تازه این انیمه رو شروع کرده باشید، عمرا بتونید تصور به اینجا رسیدن به خودتون راه بدید. بهرحال هرچقدر که هم‌تیمی‌ها هنوز به ماسایوشی عادت نکردن، مردم به این گروه عادت کردن و به اونا احترام زیادی میذارن.

یه صحنه مستند وار جالب هم داشتیم که با تک تک فلامن‌ها صحبت میشد و هر کدوم حرف‌هایی راجع به نجات مردم و مبارزه میزدن .. هممم، نمیدونم راجع به این تصاویر راندوم مثل این مستند چی فکر کنم ولی بهرحال در مقایسه با جو فعلی که بر انیمه حاکمه، اونقدرا نقطه ضعفی نیست. مستندی که فلامن‌‎ها رو تا مبارزه با هیولاها دنبال میکرد و ژس‌های اونا و مبارزه‌شون با هیولاها رو نشون میداد. هیولاها هم مثل این صحنه مستند فوق راندوم به نظر میان و بجز اون Torture تا حالا هیولای جالب دیگه‌ای ندیدیم. روی هم رفته انیمه کاملا به درون حالت Star Rangers وارد شده و هرچند امیدوارم اواخر انیمه سوپرایز جالبی ببینم، ولی فعلا فضای قابل پیش‌بینی پیدا کرده .. پیدا کردن هیولاها، شکست دادن‌شون، ماسایوشی که توسط بقیه موردقبول قرار نگرفته و آینده ای که اون با انجام دادن کاری، تایید بقیه رو به دست میاره و ... (که آخر اپیزود این اتفاق افتاد و بقیه اونو قبول کردن.) بهرحال منتظر دیدن ادامه داستان میمونم.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- مبارزه اول اپیزود با موجود آتشی :



- فلامن‌ها تو شروع حالت مستند وار :



- هیولاهای بعدی :



- لحظه‌ای که بقیه ماسایوشی رو به عنوان رهبر قبول کردن :

Sakura Trick - Episode 01

Sakura Trick - Episode 01

بلاخره از راه رسید؛ انیمه یوری که خیلی‌ها منتظرش بودن .. انیمه‌ای که قرار شروعی برای ورود هرچه بیشتر سبک یوری به انیمه‌ها بشه و بعد از دیدن اپیزود اول به راحت میتونم بگم که این انیمه، واقعا یوری بود .. چقدر صحنه‌های دوست داشتنی و جالبی داشت و من یکی که به عنوان یه طرفدار ژانر یوری حسابی ارضا شدم و از دیدن این کار و برداشتن‌ش برای ترجمه خوشحالم. خوشبختانه با شباهت به مانگا ساخته شده و حس نزدیکی به کارکترها به راحتی ایجاد میشه و میشه گفت یه اقتباس عالی از مانگا بوده. OP و ED رو دوست داشتم (خصوصا رقصی که تو اوپنینگ بود) و کاملا به فضای شیرین انیمه میخوردن. کمدی انیمه خیلی ساده ست ولی رابطه بین یو و هاروکا فوق العاده دلچسب و لذت بخشه .. من یکی که نمیتونستم رابطه بهتری براشون تصور کنم. دوستای قدیمی که حالا طی اتفاقی تصمیم میگیرن برای اینکه رابطه خاص خودشون رو بهم ثابت کنن، لحظه خاصی رو به اشتراک بذارن؛ همدیگه رو ببوسن! ظاهر جملات به نظر منحرفانه و ایـــچی میاد ولی اصلا درون انیمه به این شکل نیست و همه چیز با لطافت و شیرینی خاصی جلو میره .. چیزی که من دوست داشتم ببینم.

هاروکا و یو هر کدوم به سبک خودشون خجالتی هستن و به نظر میرسید با اینکه هر دو چنین رفتاری دارن ولی بازم به اشتراک گذاشتن یه بوسه، بهترین راه نشون دادن رابطه ویژه بین شون بود. یه شیطنت کودکانه، Trick ـی بچگانه ولی دوست داشتنی که به یاد هر دوی اونا باقی میمونه. همه چیز از جایی شروع شد که هاروکا بخاطر نزدیک نبودن نیمکت‌ش تو کلاس به یو، به دخترای دیگه کلاس حسودی‌ش گرفت و از طرف دیگه یو متوجه وابستگی هاروکا به خودش شد. بخاطر همین مسئله به اشتراک گذاشتن یه لحظه خاص رو پیش کشید. صحنه‌های بوسیدن خیلی جالب به تصویر کشیده شده بودن .. خوشبختانه بوسه‌ای که تو این انیمه بود، مثل خیلی از انیمه‌های دیگه که صحنه بوسیدن دارن، کوتاه و ساده نبود. اینجا با در عین کش‌دار بودن، چندین بار در طول اپیزود به حالت طنز اتفاق افتاد و صحنه‌های بامزه ای بین یو و هاروکا به وجود آورد. یعنی به راحتی میشه توقع دیدن چنین صحنه‌هایی رو تو اپیزودهای بعد داشت.

خوشبختانه کارکترهای فرعی و دانش‌آموزای کلاس عجق وجق نبودن و تونستم به راحتی باهاشون کنار بیام! فکر میکردم حداقل یکی از اونا غیرقابل تحمل بشه ولی اینجور نبود و اتفاقا موضوع مربوط به "یاکیسوبا" ـی اپیزود اول رو دوست داشتم. یوزو هم بین بقیه بیشتر به چشم می اومد. از بین نکات دیگه، میشه به انیمیشن خیلی خوب کار و میمیک‌های بامزه کارکترها که پایین ازشون شات میذارم، اشاره کرد. یو و هاروکا هر کدوم میمیک‌های بامزه زیادی داشتن و خصوصا لحظاتی که در تقابل با هم قرار میگرفتن، این صحنه‌ها و میمیک‌های Awww دار به اوج خودش میرسید. انیمه ظاهرا از اون حالت‌های دو بخشی برخورد داره. مثلا بخش اول اپیزود یک به شروع اون بوسه بین هاروکا و یو مرتبط بود و بخش دوم به ماجرای بالکن و فراری بودن از دست معلم‌ها .. بخش دوم و صحنه خوابیدن روی بالکن فوق العاده بود؛ واقعا درگیری ذهنی هاروکا در مورد یو رو دوست داشتم و به نظر من به بهترین شکل ممکن اون صحنه طنز خلق شد. هاروکا با یهویی بوسیدن یو روی بالکن اونو غافلگیر کرد که باعث شد یو حسابی قاطی کنه! بعد از اون هم تصور هاروکا به متنفر بودن یو که اونو به حالت جنون رسوند ... هر لحظه بهتر میشد تا بلاخره به اون صحنه پرش از بالکن رسیدیم، چه پرش وحشتناکی بود ... کُلی معلق زدن .. از اون صحنه‌های WTF که فقط باید بهش خندید. واقعا اینا چطور سالم موندن؟! هاها .. خیلی بامزه بود.





Gif Source - My Friend

نهایت‌ش از دست اون بالکن نجات پیدا کردن و به بالکن کلاس خودشون رسیدن، جایی که یاکیسوبای یوزو رو بهش تحویل دادن. روی هم رفته قسمت اول خیلی بالاتر از سطح انتظاراتم بود و دودلی که نسبت به ضعیف بودن کار داشتم، از بین رفت. شیرینی کار مطمئنا تا هفته بعد که قسمت بعد میاد، زیر زبونم باقی میمونه و امیدوارم بتونه تا آخر همین احساس خوب رو در فضای خودش نگه داره. به نظر میاد رابطه هاروکا و یو جلوتر از این "بوسیدن" هم بره .. خصوصا پیش‌نمایش اپیزود بعد چیزای خطرناکی درون خودش داشت .. هه هه .. باید ببینیم چقدر میتونن این موضوع رو به جلو هُل بدن.

طوماری از شات‌های اپیزود اول انیمه :
(میریم که رکورد شات گذاشتن رو بشکنیم!)

- عصبانیت هاروکا بابت زنگ زدن نصفه شبی یو



- OP جالب انیمه :



+



- هاروکا در کنار یو :



- کلاس در حال تقلید کار کوتونه :



- خواب رفتن یو تو مراسم افتتاحیه :



- تصورات زیبای هاروکا :



- هاروکای در حالی که برگ ساکورا به دهان داره :



- تصورات هاروکا از چیدن گل‌های سر یو:



- خجالت‌شون از موضوع بوسیدن :



- دست‌ها :



- و بلاخره :



- صحنه دست انداختن یو توسط هاروکا .. قیافه هاروکا رو ^_^ :



- Pout کردن هاروکا :



- چی میشه اگه تو قفسه قایم بشیم؟



- ولو شدن روی زمین بالکن :



- بوسه بالکن :



- کُل صحنه و لوکیشن بالکن حرف نداشت :



+



- خوشحالی هاروکا روی بالکن :



- Oh no, you didn't xD :



- "من منحرف نیستم" :



- "ببخشید، منحرف منم .. تو نیستی" هاها :



- ابر پرش هاروکا و یو از بالکن :



+